آشنایی با شهرستان درگز | اخبار، تصاویر، ویدئو از شهرستان درگز‎‎

| آخرین مطالب سایت |
  • ایجاد مناطق ویژه اقتصادی درگز در دولت به تصویب رسید

    علیرضا رشیدیان: ایجاد مناطق ویژه اقتصادی سبزوار، کاشمر، گناباد، قوچان و درگز در دولت به تصویب رسیده است.

     

    علیرضا رشیدیان‌ در دیدار با مشاور ارشد رئیس جمهور و دبیر شورای عالی هماهنگی مناطق آزاد تجاری، صنعتی و ویژه اقتصادی، اظهار کرد: با توجه به قرار گرفتن استان در کریدورهای بین المللی و دسترسی آسان به کشورهای حوزه خلیج فارس و آسیای میانه از طریق منطقه ویژه سرخس و تامین مناسب زیر ساخت‌ها اعم از ریل، جاده، فرودگاه و اخذ مجوزهای لازم انتظار می‌رود به زودی طرح ارتقای منطقه ویژه اقتصادی سرخس به منطقه آزاد تجاری- صنعتی و ویژه اقتصادی شرق کشور محقق شود.

    وی افزود: بخشی از منطقه آزاد تجاری، صنعتی و ویژه اقتصادی شرق کشور در منطقه ویژه اقتصادی سرخس و قسمتی در فرودگاه بین المللی شهید هاشمی نژاد مشهد پیشنهاد شده است.
    استاندار خراسان رضوی ابراز کرد: هشت منطقه ویژه اقتصادی در استان وجود دارد که در حال حاضر مناطق ویژه اقتصادی سرخس و دوغارون فعال است و صادرات و واردات کالا از این مبادی صورت می‌گیرد.
    رشیدیان خاطرنشان کرد: ایجاد مناطق ویژه اقتصادی سبزوار و کاشمر در دولت مصوب و مجوز آن از مجلس اخذ شده، همچنین ایجاد مناطق ویژه اقتصادی در گناباد، قوچان و درگز نیز در دولت به تصویب رسیده است.
    وی با اشاره به ظرفیت‌های استان عنوان کرد: وجود معادن غنی و سرشار، شکل گیری صنعت فولاد و صنایع پایین دستی و بالا دستی آن، فعالیت شش هزار واحد صنعتی با محوریت بخش خصوصی، تولید قابل توجه محصولات باغی، دامی و زراعی و استقرار صنایع تبدیلی از جمله مزایای منحصر به فرد خراسان رضوی است.
    استاندار خراسان رضوی تصریح کرد: علی رغم ظرفیت‌های موجود در شرق کشور به لحاظ فرصت‌های اقتصادی و سرمایه گذاری، توجه به این منطقه مورد غفلت واقع شده است.
    رشیدیان افزود: با توجه به نگاه دولت تدبیر و امید مبنی بر توسعه متوازن و عادلانه امکانات، انتظار می‌رود شاهد رونق هرچه بیشتر اقتصاد در شرق کشور با استفاده از مزیت‌های منطقه ای باشیم.
    رشیدیان اظهار کرد: با توجه به وجود بیمارستان‌های تخصصی و فوق تخصصی، کادر پزشکی مجرب و کارآمد و تجهیزات به روز، زمینه برای توسعه توریست درمانی و گردشگری سلامت در استان فراهم است.
    وی با اشاره به وجود بیش از 300 هزار دانشجو در استان گفت:این مهم نشان دهنده اهتمام جوانان به فراگیری علم و دانش، زمینه بسیار مطلوبی برای پرورش نخبگان است که امیدواریم بتوانیم با بهره گیری مناسب از این فرصت‌ها برای توسعه متوازن استان گام‌های اساسی برداریم و خراسان رضوی را به جایگاه واقعی خود درکشور برسانیم.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • قزل داغ و چنارهای کوتاه «عبدالعظیم ممی زاده»

    نگاهی به قدمت و وسعت جغرافیایی سرزمین تورکمن در منطقۀ “اتک”. تورکمن های آلیلی، أنوولی، مهینلی، سوینچه، مورچه… ساکنین اصلی “قئزئل داغ”، “که له ته Kelete” چنار می باشند.

    نگاهی به قدمت و وسعت جغرافیایی سرزمین تورکمن در منطقۀ “اتک”. تورکمن های آلیلی، أنوولی، مهینلی، سوینچه، مورچه… ساکنین اصلی “قئزئل داغ”، “که له ته Kelete” چنار می باشند.

    کوههای هزار مسجد با برشی تند به سوی شمال، جلگه‌ی مشهد به سمت قوچان را با جلگه‌ی آخال و تجن جدا میسازد. شیب تند کوهها به طرف درگز بعد از طی مسافتی نه چندان کوتاه به چشم‌انداز زیبایی از روستاها و شالیزارهای کنار رودخانه می‌رسد، با باغ‌های فراوان انگور و هلو. روستاها تقریباً از60 کیلومتری درگز دور و نزدیک در کنار جاده پراکنده بودند.


    طبیعت سنگی و خشک کوهها و دامنه‌های کوتاه آن در تضادی سخت با سرسبزی حاشیه‌ی رودخانه‌ها قرار داشت. انگار که فلات ایران در جلگه ی درگز به اتمام می‌رسید و می‌پیچید به سوی واحه‌ی تجن و عشق‌آباد و می رود به سوی دیگر گونگی در فرهنگ و پوشش. انگاری فرهنگی تقریباً بریده از بدنه‌ی جنوب و متمایل به سمت شمال، رودخانه‌ها نیز با عبور از ابیورد کهن، مرزرادرمی‌نوردد و می‌ریزد به سوی شمال به طبیعت قهقهه. راهها و تیغه‌های تند کوهها نیز سریع و نابهنگام در کویر قره‌قوم می‌آساید در خوابی آرام و فرح‌بال روبه‌سوی بادهای مرو شاه جهان.
    گویی راهها در تلاطم زنگوله‌های کاروان لطف‌آباد به عشق‌آباد، دورون و مرو آرام و قرار ندارد و تاک‌های بی‌نام و نامدار جلگه دُرد دیگری از طرحی نو به تن دارد...

    ابیورد کهن با کوچه-پس کوچه‌های قدیمی و با بافت‌های کهنه‌ی بناها و درب‌های چوبی مغازه‌ها نشان از حضوری دارد به قامت چنارهای سر به فلک کشیده‌ی آن، نشان از ترکها، ترکمن‌ها، تیموری‌ها و دیگر اقوامی که دیرتر به این پهنه آمدند کردها...

    ترکمن های روستای کلاته چنار درگزدرگز تاریخی کهن دارد از رفت و آمد، از عبور و مرور، از فرار از هم گسیخته‌ی غزنویان و ورود پیروزمندانه‌ی سلجوقیان، از هجوم مغولان، از عبور گستاخانه‌ی تیمور و گذر خشم آگین نادر به سوی آخال و خیوه، از هوس‌های شاهان صفوی و قاجارهای همسایه در چنگ اندازی به مرو و بخارا تا حضور قدرتمندانه‌ی روس‌ها در آخال.
    جلگه‌ی درگز آرام و قرار ندارد درگذر تاریخ، در بود زمان در پود مکان، قرنها صدا و قرنها زنگوله و قرنها شمشیر. ابیورد نوخندان سر آمد جلگه بود و حال درگز در فرو شکوه و جلال و شوکت و لطف‌آباد با خوابی 80ساله از قفل دیوارهایش میرود تا دوباره به بارآرد تاک‌های خفتـه را با دُردی پر از عصاره...
    ترکمن‌ها می باید باشند در اینجا و آنجای جلگه در ده کوره‌های تنگ و خفه یا در مرکز شهرهای اصلی ولی همه یکسانند در قیافه و قدری هم در پوشش باید سراغ گرفت، باید پرسید، باید پویید، کجا می‌توانند باشند مسافران تاریخ؟

    یادگاران ایام و نشستگان جبر زمان؟ گفتند بروید به کلته چنار به ردّی از آنها می‌رسید در هفت روستای آنجا می توانید آنها را بیابید. 12کیلومتر راه دوری نبود از تقاطع 50کیلومتری درگز به سمت کلاته چنار. در دره‌ی باریک قزل داغ می توانید آنها را پیدا کنید خفته در میان چنارهای کوتاه و باغ‌های کوتاه ... جاده‌ی کم عرض و راه فرعی، گاهی در زیر شاخه‌های درختان محو می‌شد و گهگاهی هم در پیچ و خمی تند و شکننده عریان، بی برگ و بار.

    قزل داغ در سمت شرق کلته چنار آنها را به اکراه جا داده بود. خشک و عبوس.

    روستاهای ترکمن نشین «دوست محمد»، «محمد ولی بگ»، «ارباب»، «عوض محمد»، «جبار»، «امان مرگن» و «آصف» با نزدیک به 400خانوار از ترکمن‌های أنو آنجا مستقر بودند تقریباً از 150سال پیش از این، آنها در «أنو» در شرق عشق آباد در نزاعی ناعادلانه و در پی ناتوانی از رویارویی با 40هزارخانوار پرقدرت تکه مجبور به تغییر مکان شدند و یکهزار خانوار آنها به اطراف پراکنده شدند و صدها خانوار به قزل داغ کوچیدند، عده‌ای نیز به ابیورد رفتند و عده‌ای در درگز و خیرآباد و چاقئر و توقای.
     روستای کلاته چنار درگزآنها بیش و کم در همه جا حضور دارند ولی حضور آنها در قزل داغ پررنگ است. قیافه‌های کُردگونه دارند و لهجه‌های تند ترکان درگز به راحتی می‌پاشد در سکوت خفته‌ی کلته‌ چنار.

    دره‌ی قزل داغ خفه است، گرفته است، در گرمای تیرماه انگاری چنارهای کوتاه آنجا نیز خفته‌اند. نگاه کنجکاوانه‌ی کودکانی که با صدای ماشین از گوشـه‌ی درهای بی رنگ و کوچک آهنی ما را می پایند تنها نشانی بود از ساکنین بی صدای آنجا.

    در انتهای دره چنـارهای کوتاه قزل داغ در مسافتی کوتاه به بن بست می‌رسد و مرز ایران و ترکمنستان آنها را به سوی جلگه‌ی آخال به حصاری سخت می‌بندد، بعد از عبور از مرز، تقریبا در 10کیلومتری آنجا روستای أنونشین «مانش» قرار دارد و «أنو» در مسافت 30کیلومتری به سمت شمال غرب تقریبا به عشق‌آباد می‌چسبد.
    چهارصد خانوار از ترکمن‌های کلته چنار در بن بست دره‌ی قزل داغ انگاری گیر افتاده‌اند مات و مبهوت نظاره‌مان می‌کنند حتی به سئوالی می گویند ما ترکمن نیستیم وقتی که خیالشان آسوده می شود با ما اُخت می‌گیرند و از تبار و نیای‌شان می‌گویند حمید انصاری 79 ساله از أنوها گفت از اینکه أنوها از تیره‌ی «آل ایلی» نیستند بلکه طایفه‌ای از ترکمن‌ها هستند هزاران خانوار بودند که در پهنه‌ی تاریخ در رقابت‌ها و نزاع‌های ناعادلانه به ده‌کوره‌های اطراف خزیدند و محو شدند.

    کلته چنار ثمره‌ی گریز است و تلاش برای ماندگاری کلته چنار چرا بن بست نباشد؟ چرا کم نور نباشد؟ کلته چنار تکرار جبرگونه‌ی تاریخ است برای آدمهای ما، حُـزن مضراب‌های دوتار حمید آغا در روستای ارباب، سبک «دامانا»ی مردمش را فریاد می زند، سبک باغشی بزرگ اولیاقلی یگانه در سازهای دوتار او به صدا در می‌آیند تا چنارهای کوتاه و به خواب رفته‌ی قزل داغ بیاد آورد سختی‌های ترکمن‌های آنجا را، چه حُـزنی دارد ضرب آهنگهای أنولی باغشی . « حمید آغا ! اندوه پرچین و چروکت را در آهنگ «دوست محمد» به فریاد آر تا قله‌های سنگی قزل داغ به رام آید از سینه‌ی پر ازفغانت، به رقص آید خورشید زمان برای بزم حضورت. حمید آغا ! مضراب هاي دوتار کوچکت را تند و تند بکوب تا بن بست دره‌ی خفه وخفته‌ ات به انفجار آید برای فردایی بهتر، «کرم گلدی» را بنواز با کوبشی سخت و سنگین تا سایه‌های جود و کرم به پای قزل داغ به میان هزار و اندی از ایلت بیاید با سخاوتی ماندگار و پایدار».

    قزل داغ و چنارهای کوتاه آن چه سخت خفه و دلگیر بودند در بُن بست کلته‌چنار، در هیاهوی پرجنب و جوش کاروانهای ترانزیتی ترکیه، در شاهراه پر همهمه‌ی جلگه درگز، چه سنگین بود تحمل بار متروکه های «آصف»، قلعه‌ی «دوست محمد» و «امان مرگن»
    انگاری دیگر به شکار نمی رود و در پای قزل داغ، تو گویی صدها سال است خفته. «جبار» هم همینطور، «عوض محمد» هم «چاقئر» هم، «توقای» هم.

    قزل داغ با دو بال سرخ سنگی اش در خوابی سنگین، انگاری فضا را خفه کرده بود و در خواب گران آنجا دوتار حمید باغشی سکوت زمان و مکان را به چالش می کشید در اینجا و آنجای ایل أنو، در بستر تاریخ در فردای نامده برای ماندگاری ترکمن‌های کلته چنار. به حرف آی ! به حرف آر تارهای نازک دوتار کوچکت را تا صدای تَرَک‌های چنارهای کوتاهت شنیده نشوند تا سکوت نفس‌گیر قزل داغ چنین دلگیر و فسرده نماند و نپاید... بزن پـُرکوک و پـُرصدا.

    «عبدالعظیم ممی زاده»
    تیرماه 93 کلته چنار درگز

    منبع: جمعیت فرهنگی و هنری مختومقلی کلاله


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • بيرون ساختن آنان از کاشانه هایشان بر شما حرام بود!

    سخنی با داعش و همه آنهایی که با تعصب کور به برادران دینی شیعه و یا اهل سنت خود ظلم می کنند... و تمام آنهایی که به اسم اسلام و ایمان در بین مسلمانان جنگ و کشتار و اختلاف راه می اندازند... همانها که نفرت و حماقت بر عقل و ایمانشان قالب شده است

    کشتار داعش

    وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ(البقرة/84)

    و هنگامي را که از شما پيمان گرفتيم که خون هم را نريزيد؛ و يکديگر را از سرزمين خود، بيرون نکنيد. سپس شما اقرار کرديد؛ (و بر اين پيمان) گواه بوديد.

     

    ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْي فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيوْمَ الْقِيامَةِ يرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ(البقرة/85)

    اما اين شما هستيد که يکديگر را مي‌کشيد و جمعي از خودتان را از سرزمينشان بيرون مي‌کنيد؛ و در اين گناه و تجاوز، به يکديگر کمک مي‌نماييد؛ (و اينها همه نقض پيماني است که با خدا بسته‌ايد) در حالي که اگر بعضي از آنها به صورت اسيران نزد شما آيند، فديه مي‌دهيد و آنان را آزاد مي‌سازيد! با اينکه بيرون ساختن آنان از کاشانه هایشان بر شما حرام بود. آيا به بعضي از دستورات کتاب آسماني ايمان مي‌آوريد، و به بعضي کافر مي‌شويد؟! براي کسي از شما که اين عمل (تبعيض در ميان احکام و قوانين الهي) را انجام دهد، جز رسوايي در اين جهان، چيزي نخواهد بود، و روز رستاخيز به شديدترين عذابها گرفتار مي‌شوند. و خداوند از آنچه انجام مي‌دهيد غافل نيست.

     

    وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيرَاتِ أَينَ مَا تَكُونُوا يأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ(البقرة/148)

    هر طايفه‌اي قبله‌اي دارد که خداوند آن را تعيين کرده است؛ (بنابراين، زياد در باره قبله گفتگو نکنيد! و به جاي آن،) در نيکي‌ها و اعمال خير، بر يکديگر سبقت جوييد! هر جا باشيد، خداوند همه شما را (براي پاداش و کيفر در برابر اعمال نيک و بد، در روز رستاخيز،) حاضر مي‌کند؛ زيرا او، بر هر کاري تواناست.

     


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نمایندگان دلواپس: از”MPT” تا “باغی”!+(تصویر)

    عصرایران – متن تذکر چند نماینده مجلس به وزیر دادگستری که به “خاتمی ممنوع”‌مشهور شد،‌ توسط جواد کریمی قدوسی،‌ نماینده مشهد و کلات نوشته شد و ۸ نماینده دیگر هم بعد از مطالعه متن و موافقت با مندرجاتش امضا و تقدیم هیات رئیسه کردند.

    در این تذکر، کلمه “باقی”‌ به غلط “باغی”‌نوشته شده و علاوه بر نویسنده تذکر ، هیچ کدام از نمایندگان امضا کننده هم متوجه این غلط املایی فاحش نشده اند! * البته غلط املایی در هر متنی می تواند رخ دهد ولی وقتی یک طرح،‌تذکر یا سوال رسمی به عنوان سند در مجلس شورای اسلامی ثبت می شود نمی توان آن را توجیه کرد مخصوصا‌ً این که علاوه بر نویسنده ، ۸ نماینده مجلس هم آن را بررسی،مطالعه،‌ تایید و امضا کرده اند.

    این، گذشته از غیر مرتبط بودن تذکر با وظایف وزیر دادگستری است که انتظار می رفت لااقل نمایندگان شرح وظایف وزرا را بدانند!

    گفتنی است چندی پیش هم همین نماینده (کریمی قدوسی با مدرک فوق لیسانس) طرحی را درباره الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای ملت ایران تنظیم کرده بود که در ‌آن نیز NPT را MPT ( ام.پی.تی) نوشته بود تا مشخص شود یکی از تندروترین مخالفان سیاست هسته ای دولت، هنوز معروف ترین کلمه در این حوزه را نمی داند. آن طرح را هم تعدادی از نمایندگان با همان غلط فاحش امضا کرده بودند.

    نویسنده “باغی”‌ و “‌ام.پی.تی” در همایش دلواپسان نیز صدر نشین مجلس بود.

    * با توجه به جمله بندی، “باغی”‌ از ریشه “بغی”‌ که در بحث محاربه مسلحانه مطرح است،‌ مد نظر نبوده و نویسنده خواسته باقی بنویسد(بقای خاتمی بر مواضع خویش). در غیر این صورت، باید به حال وضعیت انشایی نوشته ایشان تأسف خورد. 

    نمایندگان اصولگرا

    نمایندگان اصولگرا

    نمایندگان اصولگرا


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • اظهارات جنجالی مغز متفکر / درباره سعید حجاریان و تئوری‌هایش

    سعید حجاریانبیان جمله «اصلاح‌طلبان ستون فقرات دولت روحانی هستند» از سوی سعید حجاریان کافی بود تا جنجالی بزرگ رقم بخورد. به نظر می‌رسد بیان این واقعیت آنقدر بر عده‌ای گران آمد که به بدترین شیوه و روش بر این مساله تاکید کردند که دولت روحانی وامدار هیچ جریان و گروه خاص سیاسی نیست. البته این نخستین بار نبود که دولت در برابر چنین اظهاراتی جبهه می‌گرفت. دولت در طول یک سال گذشته تلاش کرده تا خود را از زیر چتر اصلاحات بیرون ببرد و عرض‌اندام کند. همین مساله موجب شد موضع‌گیری سعید حجاریان برخی از دولتیان را آشفته کند به ترتیبی که سید‌رضا اکرمی رئیس شورای فرهنگی و مرتضی بانک معاون کل سرپرست نهاد ریاست‌جمهوری در اظهاراتی جداگانه تاکید کردند رای روحانی متعلق به جریان سیاسی خاصی نیست. آنها حتی صادق زیباکلام را به دلیل اظهاراتی همچون «برخورداری روحانی از یک تا دو میلیون رای» متوهم قلمداد کردند. سیدرضا اکرمی عضو جامعه روحانیت ضمن نادیده گرفتن ترور حجاریان در سال 1378 و ویلچرنشین شدنش، گفته‌های دیگران را تکمیل کرد و خطاب به سعید حجاریان گفت: «بالاخره بیکاری نعمتی است که خدا نصیب آقای حجاریان کرده و اینها همه محصول بیکاری است. دعا کنیم تا خداوند برای همه بیکاران شغل آبرومندانه‌ای را فراهم کند.»

     

    فتح سنگر به سنگر

    مردی که به دلیل ارائه راهکارهایش در جریان اصلاحات لقب «تئوریسین» را به خود اختصاص داده، از ابتدای روی کار آمدن دولت روحانی مواضع زیادی اتخاذ نکرده است. شاید بتوان گفت این سخنان اولین موضع‌گیری رسمی سعید حجاریان است که می‌خواست به روحانی یادآوری کند از چه عقبه‌ای برخوردار است. سعید حجاریان را که 15 سال است زندگی متفاوتی را تجربه می‌کند می‌توان جزو معدود افرادی دانست که تا حدودی پیش‌بینی‌های درستی انجام داده است، همچنان که در آستانه ثبت‌نام انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم با قاطعیت اعلام کرد هاشمی در دقیقه 90 کاندیدا می‌شود و خاتمی هم ثبت‌نام نمی‌کند. همان زمانی که مدیرمسوول روزنامه توقیف‌شده صبح امروز، این پیش‌بینی را انجام داد بسیاری خاطره به تحقق پیوستن شعار «فتح مجلس ششم توسط اصلاح‌طلبان» را به یاد آوردند هر چند او همان زمان پیش‌بینی «فتح سنگر به سنگر و تصاحب قوه قضائیه توسط اصلاح‌طلبان» را مطرح کرد که جامه عمل نپوشید. او در سخنان دیگری خواستار تغییر قانون اساسی و برخورداری از اختیار انحلال مجلس توسط دولت شد. به نظر می‌رسد تئوریسین اصلاحات این راهکار را به منظور «عدم شکل‌گیری بن‌بست سیاسی» مطرح کرد. به همان اندازه‌ای که این نظریه از سوی برخی از اصلاح‌طلبان مورد استقبال قرار گرفت، اصولگرایان و رقبای جریان اصلاح‌طلب آن را مورد تمسخر قرار دادند و سعید حجاریان را فردی نامیدند که مرتب «نظرات شاذ» مطرح کرده و حتی در سایت‌های خود از عناوین نادرستی همچون «کفگیر تئوریسین اصلاحات به ته ‌دیگ خورد» استفاده کردند.با وجود تمام انتقاداتی که جریان اصولگرا نسبت به سعید حجاریان می‌کند اما نمی‌توان این واقعیت را کتمان کرد که او از جایگاه خوبی در بین جریان اصلاحات بهره‌مند ‌است. این تئوریسین 60‌ساله که در محله نازی‌آباد متولد شده است در طول این سال‌ها توانسته با ارائه نظریاتی همچون تقویت جامعه مدنی، حاکمیت دوگانه، فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا و فتح سنگر به سنگر جایگاه خود را به عنوان یک تئوریسین تثبیت کند. همین موجب شده که او همچنان محل رجوع بسیاری از روزنامه‌نگارانی باشد که قصد انجام مصاحبه با او را دارند و حجاریان تلاش می‌کند تا با بیان به قول خودش «الکن و قاصر» به سوالات آنها پاسخ داده و نظریات خود را پردازش کند.

     

    ترور

    سعید حجاریان

    هنوز ماه‌عسل جریان اصلاحات تمام نشده بود و شادی مشارکتی‌ها بابت در دست گرفتن اکثریت مجلس ادامه داشت که ناگهان یک خبر همه را شوکه کرد. سعید حجاریان در برابر شورای شهری که با رای بی‌نظیری وارد آن شده بود، ترور شد و جالب اینجاست که این ترور حتی برای سعید عسگر ضارب او سوء پیشینه هم محسوب نشد. خوشبختانه او از ترور جان سالم به در برد همچنان که در 8 شهریور 1360 نیز از سوی مجاهدین خلق ترور شد که زنده ماند. با وجود آنکه سال‌ها از آن دوران می‌گذرد اما سعید حجاریان در مصاحبه‌ای با سالنامه سال 1392 روزنامه شرق به این مساله اشاره کرد که او «تاوان تاباندن نور به تاریکخانه جریان خودسر» را پس داده است. به‌محض ترور سعید حجاریان، بسیاری سکانس‌هایی از فیلم «پروانه‌ها می‌نویسند» را به یاد آوردند که چطور روشنفکری که شباهت عجیبی به سعید حجاریان داشت در آخر فیلم توسط عوامل بیگانه ترور می‌شود. در جریان همان مصاحبه جنجالی، سعید حجاریان شهید محمد منتظری را به دلیل تشکیل گروه ساتجا که با بستن فرودگاه مهرآباد به فلسطین نیرو اعزام می‌کردند تا با اسرائیل مبارزه کند خودسر نامید. بیان همین کلمه کافی بود تا زهره حری همسر شهید محمد منتظری با ارسال جوابیه‌ای حجاریان را خطاب قرار دهد و بگوید: «در عجبم از این همه تغافل شما! برای شما که در سال‌های خاص، در جایگاه رفیع امنیتی! بوده‌اید، این مساله موضوعی است قابل‌ درک.»

     

    سخن آخر

    نویسنده کتاب‌های جمهوریت افسون‌زدایی از قدرت؛ تاوان اصلاحات، از شاهد قدسی تا شاهد بازاری بارها در سخنان خود گفته است که اولین جرقه‌های فکری و سیاسی او از سال سوم دبیرستان با خواندن کتاب‌های آل‌احمد زده شد. علاقه‌مندی او به کتاب زمانی شدت پیدا کرد که معلم توده‌ای مدرسه‌اش، مرتب برایش کتاب می‌آورد به همین دلیل قبل از اینکه در رشته مکانیک دانشگاه تهران پذیرفته شود، مرتب به دانشکده فنی دانشگاه تهران رفت و آمد کرده و از کتاب‌های آنها استفاده می‌کرد. سال 56 سالی بود که به عنوان افسر ژاندارمری فعالیت می‌کرد تا اینکه با دستور امام خمینی از پادگان فرار کرده و به کاشان می‌رود. بعد از انقلاب به ژاندارمری باز‌گشته و اواخر سال ۵۷ وارد اداره دوم (مرکز اطلاعات پرسنلی، نظامی، سیاسی و جاسوسی ارتش) می‌شود که بیشترین تمرکز آن اداره بر روی جلوگیری از وقوع کودتا متمرکز شده بود. بنا بر روایت محمدی‌ری‌شهری، دادستان وقت ارتش کودتای نوژه توسط سعید حجاریان کشف شد. او در تشریح وقایع روز 17 تیر 1359 می‌گوید: «آقای سعید حجاریان که با کمیته اداره دوم ارتش همکاری داشت به دفترم آمد و هیجان‌زده گفت کار خصوصی دارم. ظاهراً چند نفر در دفتر بودند، به من نزدیک شد و گفت امشب قرار است کودتا شود!» این خوش درخشیدن‌ها موجب می‌شود تا او در 25سالگی حکم مسوولیت اداره دوم نیروی دریایی ارتش را از مهدی بازرگان دریافت کند. بستر حضور او در وزارت اطلاعات بدین ترتیب فراهم می‌شود و مهم‌ترین فراز زندگی او در وزارت اطلاعات زمانی رقم می‌خورد که او در برابر لاجوردی قرار گرفته و از طرح وزارتخانه شدن اطلاعات دفاع می‌کند. او همزمان با فعالیت اطلاعاتی از تحصیلات آکادمیک بازنماند و ضمن شرکت در کنکور کارشناسی ارشد توانست در رشته علوم سیاسی پذیرفته شده و تحت نظارت دکتر حسین بشیریه در سال 1372 دکترای خود را اخذ کرد. به هر حال تسلط او بر حوزه علوم انسانی موجب شده که بسیاری او را نظریه‌پردازی درخور بدانند هر چند مشخص نیست همچنان راهکارها و ایده‌های او قابلیت عملیاتی شدن خواهد داشت یا خیر یا اینکه به محلی برای دعوا تبدیل خواهد شد

    منبع: هفته نامه تجارت فردا


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • به بهانه تهدید ضمنی محمود سریع‌القلم / مغز متفکر دولت؟

    معصومه ستوده: محمود سریع‌القلم و سعید حجاریان این بار در کنار هم قرار گرفتند. به قول آنها محمود سریع‌القلم همان راهی را می‌رود که روزگاری سعید حجاریان رفته بود. این ارزیابی توسط صاحب‌نظران و کارشناسان صورت نگرفت بلکه این بار عبدالمجید محتشم دبیر کل انصار حزب‌الله در سخنانی صریح اعلام کرد سریع‌القلم در همان مسیری قرارگرفته که روزگاری حجاریان حرکت کرده است.

    دکتر محمود سریع القلماین اولین بار نبود که سریع‌القلم از حاشیه به متن وارد می‌شد. از همان زمانی که حسن روحانی به عنوان کاندیدای پیروز بر پنج رقیب خود پیشی گرفت و به عنوان برنده انتخابات وارد پاستور شد، محمود سریع‌القلم به دلیل قرابتش با حسن روحانی زیر ذره‌بین قرار گرفت و بسیاری او را مغز متفکر و برنامه‌ریز دولت حسن روحانی لقب دادند همچنان که سعید حجاریان پیشتر این عنوان را در دولت خاتمی از آن خود کرده بود.

     

    استادی آرام با سخنانی جنجالی

    هیچ فردی باور نمی‌کرد استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در این مدت کوتاه تا این حد خبرساز شود. این خبرسازی در حدی بود که دبیر کل انصار حزب‌الله در سخنانی صریح او را با سعید حجاریان در یک ردیف قرار داد و به‌گونه‌ای شاید به او هشدار داد. استاد آرام و محجوبی که زمانی در مقام مشاور ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام مشغول به کار بود، از نظر جناح سیاسی چندان قرابتی با سعید حجاریان نداشته و اصولاً در دسته‌بندی اصلاح‌طلبان قرار نمی‌گیرد. با این حال نوع رویکرد این چهره دانشگاهی به مسائل بین‌الملل آنقدر به جناح تندرو گران آمده که بسیاری نوع جهت‌گیری‌های دولت روحانی را تحت تاثیر گفتمانی می‌دانند که او در راس آن قرار گرفته و به نوعی تلاش دارد تا دولت را با خود در این مسیر همراه کند.

    این ارزیابی را به راحتی می‌توان در سخنان افراد این جناح مشاهده کرد. هنوز عمر دولت حسن روحانی هفت‌ماهه نشده بود که حسن عباسی رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (۱۳ اسفندماه ۹۲) در سخنانی تند سریع‌القلم را خطاب قرار داد و گفت: «شق دوم دانشگاه شهید بهشتی که چپ نیستند و لیبرال هستند نماد این جریان محمود سریع‌القلم است که در دانشگاه شهید بهشتی علوم سیاسی درس می‌دهد و شخصیت اصلی حوزه فکری مرکز تحقیقات استراتژیک است. یک کاخی وجود دارد روبه‌روی پارک نیاوران بالای پاسداران و نوبنیاد، آن کاخ مرکز تحقیقات استراتژیک است. جریان لیبرال از آنجا تئوریزه می‌شود علیه حکومت. یعنی این فرض‌هایی که گفته می‌شود ما باید با اسرائیل رابطه برقرار کنیم آنها بحث‌هایی است که از آنجا می‌آید. شما مصاحبه‌های سریع‌القلم را در ۱۵ تا ۱۶ سال گذشته مرور کنید این نکته بارها تکرار شده که خود عرب‌ها اسرائیل را به رسمیت می‌شناسند چرا شما به رسمیت نمی‌شناسید؟ عموماً این طیف استادان کسانی هستند که سه تا چهار ماه از سال در خارج از کشور به سر می‌برند شما می‌توانید خط فکری اینها را در فصلنامه راهبرد ببینید.»

    استاد ۵۵‌ساله علوم سیاسی وقت خود را بیشتر صرف کارهای علمی و ارتقای فرهنگ سیاسی می‌کند به‌همین دلیل نمی‌تواند نسبت به رشد پوپولیسم در کشور بی‌اعتنا باشد. همین دغدغه موجب شد که به دنبال رویکرد صداوسیما بعد از توافق ژنو و مانور بر روی این مساله که مردم چقدر با توافقنامه ژنو موافق هستند، در یک سخنرانی با عنوان ستیز با پوپولیسم بگوید: «صداوسیما به جریان پوپولیسم کمک می‌کند، مثلاً می‌رود از یک لبوفروش می‌پرسد نظر شما درباره برنامه هسته‌ای چیست؟ این خیلی اثر می‌گذارد. یا یک راننده تاکسی که بنده خدا از ۵ صبح تا ۱۲ شب باید در این خیابان‌ها بدود تا هزینه سه تا بچه دانشجویش را درآورد، سر چهارراه از او می‌پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته‌ای و مذاکرات ژنو چیست؟ او چه دانشی دارد که بتواند به این پرسش یک واکنش منطقی نشان بدهد. صداوسیما اصالتاً یک نهاد پوپولیستی است و کمک می‌کند به جلوگیری از رشد عقلی و استدلالی در جامعه.»

    محمود سریع القلم

     بیان این سخنان کافی بود تا تجمع اعتراضی رانندگان تاکسی در برابر نهاد ریاست‌جمهوری علیه سریع‌القلم راه بیفتد. البته سریع‌القلم همان زمان اعلام کرد که این تجمع اعتراضی با پیگیری یکی از آقازاده‌های اصولگرا صورت گرفته است. هرچند این استاد دانشگاه به نام این آقازاده اشاره نکرد اما همان زمان برخی سایت‌ها اعلام کردند که این کار با هماهنگی پسر حسین مظفر و تاکسیرانی صورت گرفته است.

    داستان به اینجا ختم نشد، حضور فوق دکترای دانشگاه اهایو در چهل و چهارمین اجلاس داووس در دهکده زیبای ییلاقی کشور سوئیس با کراوات به سوژه برنامه 8:30 شبکه دو سیما تبدیل شد. سریع‌القلم به عنوان مشاور رئیس‌جمهور آماج حملات زیادی قرار گرفت که چرا پروتکل‌های کشور را رعایت نمی‌کند و چنین فردی چگونه می‌خواهد حافظ منافع ملی کشور باشد. پخش این برنامه در ۲۵ بهمن‌ماه منجر به این شد که حسام‌الدین آشنا نماینده قوه مجریه در شورای نظارت بر صداوسیما ضمن تکذیب عنوان مشاور تصریح کند که تاکنون چنین حکمی برای سریع‌القلم صادر نشده است. اما همان زمان بسیاری خبر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) را که در آن از سریع‌القلم به عنوان مشاور رئیس‌جمهور یاد شده بود به عنوان مستند سخنان خود ارائه کردند که نشان می‌داد سخنان حسام‌الدین آشنا محلی از اعراب ندارد و استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی همچنان به رئیس‌جمهور مشاوره می‌دهد و اگر حکم رسمی دریافت نکرده اما در همه محافل از او به عنوان مشاور یاد می‌شود.

     

    سخن آخر

    هنوز مشخص نیست که چه آینده‌ای در انتظار محمود سریع‌القلم است اما حوادث چند ماه گذشته نشان داده که با وجود سکوت او تاکنون هر اقدامی از سوی او جنجالی شده است. جناح مخالف دولت کوشیده تا او را به عنوان فرد پشت پرده و خط‌دهنده به حسن روحانی به تصویر بکشد. مخالفان دولت که بیشتر در گروه حامیان دولت محمود احمدی‌نژاد جای گرفته‌اند بارها در سخنرانی‌های خود بخشی از موضع‌گیری‌های حسن روحانی را یادآوری کرده و در نهایت این نتیجه را می‌گیرند که تغییر مواضع دولت روحانی ناشی از تاثیرگذاری فردی همچون محمود سریع‌القلم است. البته بعید به نظر می‌رسد که نویسنده توسعه، جهان سوم و نظام بین‌الملل، عقل و توسعه‌یافتگی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، عقلانیت و آینده توسعه‌یافتگی ایران نیز چنین نقشی برای خود قائل باشد. سریع‌القم با سابقه قریب 28 سال تدریس در دانشگاه، تاکنون بیشتر دغدغه‌های خود را معطوف روابط بین‌الملل و فرهنگ سیاسی کرده است و اگر به مواضع صداوسیما در مورد توافق ژنو انتقادی دارد آن را نه با نگاهی سیاسی بلکه با رویکردی آکادمیک بیان می‌کند. با این حال برخی ترجیح می‌دهند که این مسائل را نادیده گرفته و با پردازش «شخصیت مشاوری بسیار مقرب» نقش او را بسیار فراتر از آنچه به نظر می‌رسد، نشان دهند. تداوم این رویکرد تبعات زیادی به همراه دارد همچنان که این نگرانی هر روز قوت بیشتری می‌گیرد که مبادا نظریه‌پرداز توسعه سکوت خود را تداوم و عمق بیشتری ببخشد.

     


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • یک سیاستمدار خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟‌

    چگونه می شود یک سیاست مدار خوب را بدون شناخت تجربی و تنها از روی پیشینه و اطلاعات گذشته وی شناخت؟

     

    محمود سریع القلم

    30 ویژگی سیاست مدار:‌ از مطالعه 200 بیوگرافی تا سفر به 40 کشور 
    دکتر محمود سریع القلم

     

     عصرایران - یک سیاستمدار خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟‌ این سوالی است که بسیاری از سیاستمداران ایرانی ،‌بی پاسخ به آن ، وارد گود سیاست شده اند و بسیاری از مردم نیز بی توجه بدان ،‌ به سیاستمداران رأی داده اند.

    دکتر محمود سریع القلم، فوق دکتری روابط بین‌الملل از دانشگاه اوهایو و استاد دانشگاه شهید بهشتی در پاسخ به این سوال ، 30 ویژگی سیاستمدار را برای انتشار در عصرایران نوشته است که می خوانید:

     

    30 ویژگی یک سیاست مدار خوب:

    1- اول تحصیلات خود را تکمیل کرده باشد و بعد کار اجرایی قبول کند و نه بالعکس. 

    2- تا آنجا که مقدور باشد، از روی متن سخنرانی کند.

    3- کانون انرژی خود را در مدیریت، در بخش های فکری، تولیدی و فن آوری کشور متمرکز کند.

    4- به طور دائمی، همه را متوجه "آینده" و "تحقق افق ها" نماید.

    5- عصبانیت او با محاسبه قبلی باشد.

    6- ظرفیت صبر و خویشتن داری تا سه سال برای پاسخ به مخالفان خود را داشته باشد.

    7- جلسات را در راس ثانیه آغاز کند.

    8- ارتباط خود را با تمامی اقشار جامعه به صورت مستمر و سازمان یافته حفظ کند.

    9- از کوچک ترین تا استراتژیک ترین اقدامات در روابط خارجی را صرفا برای افزایش قدرت کشور بداند.

    10- وقتی اشتباه کرد، عذرخواهی کند.

    11- همه را متوجه "کشور"، "مصالح کشور" و "قدرت کشور" کند.

    12- قبل از رسیدن به قدرت، حداقل به چهل کشور سفر کرده باشد.

    13- یک روز درمیان، دو ساعت ورزش کند.

    14- با دست خط خود، یادداشت های تقدیرآمیز برای افرادی که برای کشور زحمت می کشند ارسال، کند.

    15- به طور واقعی و با رفتارهای تقویت کننده، به "اصل مقدس رقابت" معتقد باشد.

    16- به یک زبان روز خارجی مسلط باشد.

    17- پدر و مادر اصیلی داشته باشد.

    18- برنامه ریزی و مدیریت او، با واقعیت ها و مقدورات سنخیت داشته باشد.

    19- حداقل دو کار مهم عمرانی و دو چرخش بزرگ فکری که به نفع زندگی مردم باشد، از خود به جا گذارد.

    20- در بحبوحه جدی ترین مذاکرات، نخی که از دگمه پیراهن طرف مقابل آویزان است را گوشزد کند: به جزئیات توجه کند.

    21- زیرمجموعه او از هوش ذهنی، هوش عاطفی و هوش اجتماعی برخوردار باشد.

    22- در هر شرایطی و با هر کسی، مودب باشد.

    23- از اسلحه "سکوت" نهایت بهره برداری را کند.

    24- در سخنرانی و اقناع مخاطبان، تا می تواند از آمار و ارقام استفاده کند.

    25- توجه به زیبایی ها اعم از طبیعت، رنگ های شاد، لبخند، محبت، جزئی از زندگی روزانه او باشد.

    26- اخلاق و مدنیت او قبل از مواضع سیاسی اش نمود داشته باشد.

    27- قبل از آنکه به قدرت برسد، در حد معمول، خوب زندگی کرده باشد.

    28- حداقل 200 بیوگرافی خوانده باشد.

    29- از یک نظام فکری منسجمی برخوردار باشد ولی با داده های جدید، آمادگی تعدیل و اصلاح فکر خود را پیدا کند.

    30- مسئولیت قدرت را بپذیرد و پاسخگویی به مردم را، جدی، حقوقی و مقدس بشمارد


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نگذار این کار را بکنند... برو مجسمه را بشکن

    اى کاش مرا مى سوزاندند، استخوان هایم را خرد مى کردند و خاکستر مرا به باد مى سپردند و از من بینواى دردمندِ دلسوخته اثرى باقى نمى گذاردند

     

    “ تهیه کننده :مهدی شریفان ”

     دکتر مصطفی چمران

    مصطفی لبخند به لب داشت و من خیلی جا خوردم. فکر می کردم کسی که اسمش با جنگ گره خورده و همه از او می ترسند باید آدم قسی ای باشد.حتی می ترسیدم. اما لبخند او و آرامشش مرا غافلگیر کرد. مصطفی با تواضعی خاص گفت”شمایید؟ من خیلی سراغ شما را گرفتم، زودتر از این ها منتظرتان بودم.” مثل آدمی که مرا از مدتها قبل می شناخته حرف می زد، عجیب بود.
    مصطفی گفت”همه تابلو ها را دیدید؟ از کدام بیش تر خوشتان آمد؟” گفتم”شمع. شمع خیلی مرا متاثر کرد.” توجه او سخت جلب شد و با تاکید پرسید”شمع؟ چرا شمع؟” من خود به خود گریه کردم. اشکم ریخت، گفتم” نمی دانم. این شمع، این نور انگار در وجود من هست. من فکر نمی کردم کسی بتواند معنای شمع و از خود گذشتگی را به این زیبایی بفهمد و نشان بدهد.” مصطفی گفت “من هم فکر نمی کردم یک دختر لبنانی بتواند شمع و معنایش را به این خوبی درک کند” پرسیدم” این را کی کشیده؟ من خیلی دوست دارم ببینمش، آشنا شوم” مصطفی گفت”من”. بیش تر از لحظه ای که چشمم به لبخندش و چهره اش افتاده بود تعجب کردم. “شما! شما کشیده اید؟” مصطفی گفت: بله من کشیده ام.” گفتم” شما که در جنگ و خون زندگی می کنید، مگر می شود؟ فکر نمی کنم شما بتوانید این قدر احساس داشته باشید.” بعد اتفاق عجیب تری افتاد، مصطفی شروع کرد به خواند نوشته های من. گفت” هر چه نوشته اید خوانده ام و دورادور با روحتان پرواز کرده ام” و اشک هایش سرازیر شد. این اولین دیدار ما بود.

     دکتر مصطفی چمران

    شمع – اثر مصطفی چمران

    *********************************

    مصطفی از طریق سید غروی مرا از خانواده ام خواستگاری کرد. گفتند نه. آقای صدر دخالت کرد اما اختلاف به قوت خودش باقی بود. “تو دیوانه شده ای، این مرد بیست سال از تو بزرگ تر است، ایرانی است، همه اش توی جنگ است، پول ندارد، همرنگ ما نیست، حتی شناسنامه ندارد!”روزهای سختی بود. اجازه نمی دادند از خانه بروم بیرون. هر جا می خواستم بروم برادرم مرا می برد و بر می گرداند. مصطفی می گفت” سعی کنید با محبت و مهربانی آن ها را راضی کنید. من دوست ندارم با شما ازدواج کنم و قلب پدر و مادرتان ناراحت باشد.”آنها همچنان حرف خودشان را می زدند و من هم حرف خودم را. این آخری ها او خیلی کلافه و عصبانی بود. یک روز گفت” ما شده ایم نقل مردم. فشار زیاد است، شما باید یک راه را انتخاب کنید، یا این ور یا آن ور. دیگر قطعش کنید.”
    آن شب وقتی رسیدم خانه، بی مقدمه، بی آن که مصطفی چیزی بداند گفتم” من پس فردا عقد می کنم” ادامه دادم” من تصمیم گرفته ام با مصطفی ازدواج کنم.” مادرم خیلی عصبانی شد. برای اولین بار می خواست مرا بزند که پدرم دخالت کرد و خیلی آرام پرسید” عقد شما با کی؟” گفتم” دکتر چمران. من خیلی سعی کردم شما را قانع کنم، ولی نشد. مصطفی به من گفت دیگر نتیجه ای ندارد و خودش هم می خواست برود مسافرت” پدرم گفت” این مرد برای شما مناسب نیست. او شبیه ما نیست. فامیلش را نمی شناسیم. من برای حفظ شما نمی خواهم این کار انجام شود” گفتم” به هر حال من تصمیمم را گرفته ام” گفت” حالا چرا پس فردا؟” گفتم” ما تصمیممان را گرفته ایم، باید پس فردا باشد. اگر شما رضایت بدهید و سایه تان بالای سرما باشد من خیلی خوش حال ترم.” بابا گفت” آخر شما باید آمادگی داشته باشید. گفتم ” من آمادگی دارم، کاملا!” بابا گفت” خب اگر خواست شما این است حرفی نیست. من مانع نمی شوم.”

    دکتر مصطفی چمران

    چمران و همسرش

    *********************************

    صبح زود بود و هوا هنوز روشن نبود. کلید برق را که زدم چراغ اتاق روشن و یک دفعه خاموش شد، انگار سوخت. دویدم و کلت کوچکم را برداشتم. نیتم این بود مصطفی را بزنم، بزنم به پایش تا نرود. آمدم دم ستاد و همان موقع مصطفی سوار ماشین شد. من هر چه فریاد می کردم” می خواهم بروم دنبال مصطفی”، نمی گذاشتند. به هر حال مصطفی رفته بود و من نمی دانستم چه کار کنم. در ستاد قدم می زدم، می رفتم بالا، می رفتم پایین و فکر می کردم. خیلی گریه کردم، گریه سخت. فکر کردم “خب ظهر قرار است جسد مصطفی بیاید، باید خودم را آماده کنم برای این صحنه” تلفن زنگ زد گفتند”دکتر زخمی شده.” من بیمارستان را می شناختم. وارد حیاط که شدیم من دور زدم سمت سردخانه. آن لحظه وقتی دیدم مصطفی با آن سکینه خوابیده آرامش گرفتم.

    دکتر مصطفی چمران

    *********************************

    در این دنیا نبود ولی بیشتر از وقتی که زنده بود وجود داشت. یک شب خواب دید مصطفی در صندلی چرخداری نشسته و نمی تواند راه برود. دوید، گفت” مصطفی چرا این طوری شدی؟” گفت” شما چرا گذاشتید من به این روز برسم؟ چرا سکوت کردید؟” غاده پرسید”مگرچی شده؟” گفت”برای من مجسمه ساخته اند. نگذار این کار را بکنند. برو این مجسمه را بشکن!”

     دکتر مصطفی چمران 


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • “علی مطهری” ما را به کجا خواهد برد؟

    در فضایی که برخی «اعتدال» را مترادف مماشات و سکوت و یا حداکثر ایجاد تلفیقی پر تناقض از گفتمانهای اصولگرایی و اصلاح طلبی تعریف کرده اند، ترجمان این واژه برای علی مطهری شجاعت در بیان واقعیت است. او به خوبی می داند آنچه اکنون نیازمند آنیم گشودن فضای نقد است، در فضایی که بسیاری از همقطارانش به توهم توطئه گرفتارند او برخلاف جریان آب شنا می کند و خواهان کنار زدن نگاه امنیتی نسبت به رسانه هاست و از اعاده حق شهروندان برای اعتراض، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، دفاع می کند. او می داند بخشهای بیمار نظام و جامعه نیاز به عمل جراحی دارند، نه اینکه با تلفیق بخشهای بیمار و سالم به تعادلی میان این دو برسیم و نام آن را میانه روی و اعتدال بگذاریم.

    پایگاه اطلاع رسانی دکتر علی مطهری

    http://www.alimotahari.com

     

    فرارو- قاسم توکلی؛ مهمترین هدف سیاست تحقق خیر عموم مردم است، و کنش فضیلت مندانه در این عرصه قطعاً تابعی از تحقق این خیر خواهد بود. از این روست که اندیشیدن به مسائل سیاسی از فراز علایق جناحی و گروهی، و خود را نماینده واقعی تمام ملت دانستن، مهمترین و نخستین وظیفه یک نماینده مجلس است.

    و «شجاعت»در این عرصه همانا مقدم دانستن «اعتقاد درباره آنچه درست است»بر منافع فردی و جناحی است.آنکه در هنگامه خطر و بحران به چیزی جز بدر بردن جان و مال خویش از مهلکه می اندیشد سیاستمداری راستین است. از همین روست که «عدالت» بدون شجاعت ممکن نیست، و چون شجاعت را«حد میانه تهور و ترس»دانسته اند پس نسبتی ویژه هم با مفهوم «اعتدال» دارد.

    دکتر علی مطهری

    دکتر علی مطهری ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی خاصی دارد که وی را از بقیه نمایندگان مجلس متمایز می سازد. شیوه کنش علی مطهری چه در زمان [...]


    [...برای مشاهده ادامه مطلب فوق کلیک کنید...]
    ادامه مطلب
  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نامه سرگشاده به دکتر علی مطهری در حمایت از دکتر صادق زیباکلام

    کیانوش انصاری: به عنوان یک شهروند ایرانی امیدوار بر اصلاح و عدالت؛ بعد از تشکر از شخصیت راستین و صدیق حضرتعالی و اعلام درود و حمایت از صداقت بسیار ارزشمند شما، خواهشمندم همچنان در مسیر صادقانه خودتان مظالم رفته بر افراد و جامعه را با صدای رسا و مغتنم خود پیگیر باشید

     

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    در بسياري از سخنان پنهانی آنها، خير و سودي نيست؛ مگر كسي كه امر به كمك به ديگران، يا كار نيك، يا اصلاح در ميان مردم كند؛ و هر كس براي خشنودي پروردگار چنين كند، پاداش بزرگي به او خواهيم داد. ( النساء / 114)

     

    جناب آقای دکتر علی مطهری بعد از سلام و ادب و احترام

     

    کیانوش انصاری

    قبل از هر سخنی لازم است به عنوان یک ایرانی از سلامت و شهامت شما در برخورد با اشتباهات و افراطی گری هایی که موجب ظلم بر افراد و ملت و همینطور باعث دلسردی مردم و جوانان بوده است تشکر کرد و برای حضرتعالی و همکارانتان در مجلس شورای اسلامی آرزوی توفیق و سربلندی دارم.

     

    همچنان که مطلع هستید اخیرا دکتر صادق زیباکلام استاد نام آشنا و یک نخبه سیاسی این کشور، فقط به جرم گفتن آنچه که به آن می اندیشیده است محکومیتی عجیب و نگران کننده ای را متحمل شده است. از قرار، طی این حکم انسان دانشمندی که جامعه و نظام باید از وجود اندیشه ها و قلم و حضورش بهره ببرد، می بایست متحمل 18 ماه حبس و دوری از اجتماع و خانواده را تحمل کند. و گویا انگیزه این رفتار با دکتر زیباکلام و این حکم سنگین تحمیلی بر ایشان از آنجا نشات گرفته است که ایشان به عنوان یک کارشناس درباره برخی سیاست ها و روش ها و نظرات نگاه متفاوتی داشته است.

    اعتراض به محکومیت دکتر صادق زیباکلام

    جناب آقای دکتر علی مطهری

     

    با پیگیری و مطالعه کامل روند و نحوه این محکومیت به عنوان یک مسلمان مومن و شریف نمی شود پذیرفت که این حکم و یا احکام مانند آن احکامی صحیح و مستقر بر اصول شرعی و قانونی موجود باشد.

     

    به عنوان یک شهروند ایرانی امیدوار بر اصلاح و عدالت؛ بعد از تشکر از شخصیت راستین و صدیق حضرتعالی و اعلام درود و حمایت از صداقت بسیار ارزشمند شما، خواهشمندم همچنان در مسیر صادقانه خودتان مظالم رفته بر افراد و جامعه را با صدای رسا و مغتنم خود پیگیر باشید و در صورت لزوم فریاد دلسوزان و نخبگان نظام توسط مردم و قضاوت گران اصلی شنیده شود، تا مبادا برخی رفتارها همچنان موجب دلسردی جوانان و به خطر افتادن آینده دیانت و اخلاق در جامعه ایرانی امروز باشد.

    نامه سرگشاده به دکتر علی مطهری

    بنده با نتیجه گیری فوق و برحسب مسئولیت خویش به عنوان یک مسلمان از حضرتعالی و همه دیگر مسئولین و نخبگان صدیق و با شهامت سرزمینمان استدعا داشته تا همچون گذشته و حتی بیش از پیش از حقوق به حق افرادی که خدای ناکرده طی اشتباه یا سهل انگاری و یا به دلیل بدرفتاری های سیاسی مورد جفا قرار می گیرند دفاع کرده تا در حداقل دفاع از خود در پیشگاه الهی سربلند و سرافراز باشیم.

     

    و من الله التوفیق

    ارادتمند شما - کیانوش انصاری

    kiyanoush.ansari@gmail.com

    http://www.dargaz.info

    سوم تیرماه ۱۳۹۳


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • رسولی: هنوز هم به فعالیت اصلاح‌طلبان نگاه امنیتی می شود

    عضو بنیاد باران در خصوص توجه اصلاح طلبان به تمامی اقشار جامعه گفت: جریان و سابقه ی اصلاحات در زمان حیات حضرت امام، از پایگاه محرومان جامعه برخواست اما طی سال‌های اخیر، همه زمینه‌های فعالیت فراگیر برای جریان اصلاحات اعم از احزاب و شخصیت ها با مشکل مواجه بوده و هنوز هم هست.

    حسن رسولیبه گزارش امید به نقل از سلام نو، حسن رسولی در در خصوص عدم توجه کافی اصلاح‌طلبان به اقشار محروم گفت: این ماجرا شبیه شناگری می ماند که دست و پای آن را ببندند و توقع داشته باشند که در دریا شنا کند، در حالی که در صدد امتیاز دادن به رقیب او باشند. در حال حاضر شرایط موجود برای احزاب توانمند اصلاح طلب، به لحاظ حقوقی به گونه ای است که در بلاتکلیفی به سر می برند و بنابر خط مشی گذاری‌های امنیتی دولت گذشته، هنوز هم به فعالیت اصلاح طلبان با نگاه تهدید آمیز امنیتی نگاه می شود. در چنین شرایطی امکان فعالیت اصلاح طلبان در گستره عمومی مهیا نیست.

    این عضو بنیاد باران افزود: من فکر می کنم اگر شرایط تغییر کند و خط قرمزهای غیر واقعی که میراث دولت گذشته هستند در مراجع عالی مانند شورای عالی امنیت ملی از میان بروند و محدودیت‌ها از بالای سر جریان اصلاحات برداشته شود، در یک بازه ی زمانی قابل قبول، امکان ایجاد ارتباط در تمام گستره ی جامعه ایجاد خواهد شد. جریان اصلاحات در عین حال که به اقشار متوسط و بالای جامعه توجه دارد، این ظرفیت را دارا است که تمامی جامعه را مد نظر قرار دهد.

    معاون اسبق وزیر کشور در ادامه با اشاره به این مساله که مردم از جریان اصلاح طلبی فاصله نگرفته اند گفت: اگر این گزاره صحیح بود با حمایت جریان اصلاح طلبی از آقای روحانی، بدنه جامعه که اکثریت از محرومین هستند باید به کاندیدای دیگری رای می دادند. در صورتی که در آخرین انتخاباتی انجام شده در کشور، در همه ی شهرها و روستاها به خصوص در مناطق محروم، میزان آرای اقای روحانی ، کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان، از سایر کاندیدا بالاتر است و این شاخص، سندی بر ادعای ناصحیح بودن این گزاره است.

    وی در ادامه تاکید کرد: خرداد سال گذشته نشان داد که مردم ایران به صورت یکپارچه، صرف نظر از مسائل فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ای که دارند، برای نجات ایران، به صورت اصلاح طلبانه و یکپارچه رای دادند. اصلاح طلبان باید این نکته را مد نظر قرار دهند و با توجه به تجربه ی تلخ سال 84 و سال 88 که یکپارچه عمل نکردند، حسن استفاده را بردند.

    رسولی در پایان به سلام نو گفت: آنان در انتخابات ریاست جمهوری 92، با هدف کمک به خروج کشور از شرایط نامساعد آن زمان، از کاندیدای خارج از جریان اصلاح طلبی حمایت کردند و بنده فکر می کنم سیاست راهبردی جریان اصلاحات در آینده هم مانند سابق متمرکز باشد.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
مطالب قدیمی‌تر
Scroll To Top