تبليغاتX
قلم یاز
دانلود رایگان بیش از 100 کتاب الکترونیک متنوعسه شنبه 8 دی1388 23:55

متن کتاب  ۵۰۰ سخن از ارد بزرگ  به شکل پی دی اف pdf    دانلود کنید 

 

متن کتاب  سخنان بزرگمهر  به شکل پی دی اف pdf            دانلود کنید 

 

متن کتاب  اندیشکده ایران و یونان به شکل پی دی اف pdf    دانلود کنید 

 

متن " رسانه از دیدگاه ارد بزرگ " به شکل پی دی اف pdf    دانلود کنید 

 

متن "  آزادی از دیدگاه ارد بزرگ "  به شکل پی دی اف pdf   دانلود کنید 

 

متن نظریه قاره کهن ارد بزرگ به شکل   pdf                       دانلود کنید 

 

متن کتاب جاده ابریشم ، واژه ای استعماری به شکل   pdf    دانلود کنید 

 

متن کتاب پندار متفکرین به کوشش سیما زند به شکل   pdf    دانلود کنید 

 

متن کتاب برانگیختگان نوشته جعفر معروفی  به شکل  pdf    دانلود کنید 

 

متن خلاصه زندگینامه چهره های ماندگار  به شکل        pdf    دانلود کنید 

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: کتاب الکترونیک | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
قطعات پر شور موسیقی در سبک های کم یاب و زیبایکشنبه 6 دی1388 23:49

1


برنامه شماره 102 -  قطعاتی در سه گاه

فریدون حافظی : تار

اسداله ملک : ویولون

به همراهی ضرب امیر بیداریان

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 



2


برنامه شماره 113 -  قطعاتی در مخالف سه گاه

هنرمندان : اسداله ملک ، فریدون حافظی

منصور نریمان ، محمد موسوی ، ناصر افتتاح

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 


3


برنامه شماره 115 -  قطعاتی در شور

هنرمندان : حبیب اله بدیعی

منصور صارمی ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

4


برنامه شماره 117 -  قطعاتی در سه گاه

هنرمندان : حبیب اله بدیعی

منصور صارمی، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

5


برنامه شماره 124 -  قطعاتی در شوشتری

هنرمندان : اسداله ملک

منصور نریمان ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

6


برنامه شماره 126 -  قطعاتی در دشتی

هنرمندان : اسداله ملک

مجید نجاحی ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

7


برنامه شماره 155 -  قطعاتی در اصفهان

هنرمندان : جواد معروفی

حبیب اله بدیعی ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 


8


برنامه شماره 157 -  قطعاتی در دشتی

هنرمندان : پرویز یاحقی

جلیل شهناز ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3




9


برنامه شماره 197 -  قطعاتی در مخالف سه گاه

هنرمندان : احمد عبادی

محمد موسوی ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3




10


برنامه شماره 200 -  قطعاتی در شور

هنرمندان : پرویز یاحقی ، جلیل شهناز

فضل اله توکل ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3


 

11


برنامه شماره 203 - قطعاتی در ابوعطا

هنرمندان : احمد عبادی

اسداله ملک ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

12


برنامه شماره 205 - قطعاتی در بیات ترک

هنرمندان : احمد عبادی

اسداله ملک ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

13


برنامه شماره 212 - قطعاتی در دشتی

هنرمندان : احمد عبادی

اسداله ملک ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

14


برنامه شماره 213 - قطعاتی در افشاری

هنرمندان : اسداله ملک، رضا ورزنده

منصور نریمان ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3


 

15


برنامه شماره 220 - قطعاتی در مخالف سه گاه

هنرمندان : اسداله ملک، فرهنگ شریف

محمد موسوی ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

16


برنامه شماره 221 - قطعاتی در مخالف سه گاه

هنرمندان : پرویز یاحقی، جلیل شهناز

فضل اله توکل ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

17


برنامه شماره 223 - قطعاتی در بیات ترک

هنرمندان : پرویز یاحقی ، جلیل شهناز

فضل اله توکل ، جهانگیر ملک

 

لینکهای  دانلود : 1 و 2 و 3

 

18


برنامه شماره 224 - قطعاتی در بیات ترک

هنرمندان : احمد عبادی

اسداله ملک ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

19


برنامه شماره 227 - قطعاتی در همایون

هنرمندان : پرویز یاحقی ، جلیل شهناز

فضل اله توکل ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

20


برنامه شماره 248 - قطعاتی در ماهور

هنرمندان : حبیب اله بدیعی

منصور صارمی ، جهانگیر ملک

 

لینکهای  دانلود : 1 و 2 و 3


نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: دانلود رایگان | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
صادقانه و بی پرده برای روشناییپنجشنبه 3 دی1388 15:49

صادقانه و بی پرده برای روشنایی

دور دهم انتخابات ریاست جمهوری؟!!!

 

کیانوش انصاری: "یک عده که اگر می خواستند در زمان خود می توانستند با اقلیت باشند و از درد آنها بگویند، در زمان قدرت خود نان خود را آجر نکردند و قدرت را برای خود و دوستانشان حفظ و بر محرومین اخم کردند حالا که در جنگ قدرت قدرت طلبان منافعشان در خطر است و یا از بین رفته و چیزی برای از دست دادن ندارند از شکاف های (تاسف بار) جامعه استفاده کرده و در پی امتیاز گرفتنند. و خون سهراب ها و نداها حاصل کوچکیست از لجبازی ایشان"

 

دور دهم انتخابات ریاست جمهوری در ایران را می توان جزو انتخابات های دوقطبی دانست که دو جناه با تمام توان خود و با حداکثر یکپارچگی وارد عرصه ی رغابت شدند و نبردی تمام عیار را به نمایش گذاشتند این نبرد آنقدر سرعت و قدرت و هیجان با خود به همراه گرفت که نامزدان کرسی ریاست جمهوری در مناظرات به بدترین شکل گفتار با هم به مسابقه پرداختند. رغابت آنقدر شدید شد که به وفور در مواردی دیده شد که جناه هایی که مدعی کرسی اجرای قانون و حراست از آن را داشتند به راحتی قانون را زیر پا می گذاشتند و به هیچ چیز جز برنده شدن (مهم تر از آن؛ شکست رغیب) فکر نمی کردند. این رغابت که در آن هیچ بویی از رفاقت به مشام نمی رسید به کینه و کدورت های دنباله داری تبدیل شد که هنوز کشور از صدمات آن در امان نیست. اما جدای از بحث انتخابات و حاشیه های پر رنگ تر از متن و چرایی های آن مسئله ای که میشود گفت این است که متاسفانه امروز در جامعه ی ما قشر وسیعی از مردم در دو جبهه با شکاف های عمیق علیه هم قرار گرفتند و در ظاهر و باطن با هم در جنگ و نبرد هستند. این نبردها آنگاه که به پایان برسد (که هیچ چشم اندازی نیست) برای مردم چه میراثی به ارمغان دارد؟

مردم از هم کینه ای، با هم دشمن، تنگ نظری و بی اخلاقی، حذف و سرکوب و سرکوفت یک دیگر و در کل جامعه ی قهر با هم.

برای چه؟

این تظاهرات خیابانی و دعوا ها چگونه و از کجا و شروع شد؟

عده ای از افراد که به صفوف معترضین پیوستند کسانی هستند که بر آزادی، شرافت، فساد ستیزی، عدالت و آزادی ایمان دارند و برخی بدقواره گی ها در سیستم و بداخلاقی ها در مدیران دلشان را شکسته و ناامیدند از انصاف حاکم بر سرنوشتشان و می خواهند آن را تغییر دهند. اما جدای از عقیده ها و عقده ها باید به انصاف و عدل به قضاوت و نقد نشست و عاقلانه ره یافت. این قشر باید از خود سوال کند که برای چه و به چه امیدی مبارزه می کند و برای خود و کشورش هزینه ها می پردازد؟ که به عدالت و آزادی و شرافت و سلامت برسد؟ مگر زمانی که آقای کروبی در بنیاد شهید بودند و یا رئیس مجلس، هیچ بی عدالتی نبود و یا زمانی که جناب موسوی نخست وزیر بودند؟ مگر زمانی که آقای هاشمی رئیس جمهور بودند مشکلات نبود؟ مگر در دوران خاتمی سیستم همین بدقواره گی هایی که الان مورد اعتراض آقایان است را نداشت؟ پس چرا آن وقت که آقایان در قدرت بودند سینه برای حکومت چاک کردند؟ حتی آقای خاتمی در شرایطی قرار گرفتند که عده زیادی از جوانان طرفدار ایشان شعار گذر از خاتمی دادند چون از ایشان انتظار داشتند راهی را برود که الان می رود... اما چرا در آن زمان آقای خاتمی رئیس جمهور دوم خردادی و آقای کروبی رئیس مجلس اصلاحات اینگونه اسب خود را نتاختند که الان گرد و خاک کرده اند؟ زمانی که تعداد کثیری از نامزدان انخابات مجلس هفتم رد شدند آقای کروبی نه تنها تحریم نکرد بلکه برای بالا بردن میزان شرکت کنندگان در انتخابات رغابت کرد و بعد از رای نیاوردن استعفا داد (از شمردن رای هایش)؛ و حالا شده است مدافع کرباسچی ها و عبدی ها؟ آن زمان وقتی یکی از نماینده گان حرف از کوچکترین تغییر در قانون اساسی می زد آقای رئیس مجلس احکام حکومتی را به رخ ایشان می کشیدند و حالا به چه دلیل است که ناگاه خواهان تغییر کل نظام شدند؟ یافتن همین دلایل برای این نوشته مهم است تا حرف خود رسانده باشد.

آقای هاشمی که در زمان ریاست خود بر قوه ی مجریه به قول خودش "فیتیله ی ... را کشیدیم پائین" چطور شده حالا از حقوق اپوزیسیون حرف می زند؟ آقای هاشمی در گذشته چه کسی بودند و حال چه کسی هستند؟ این همه تغییر باعثش چیست؟ آیا برای هاشمی ها روند کنونی یک تاکتیک نیست؟ آیا این استراتژی آنان است؟

آیا همان معترضین نمی بینند که هاشمی چگونه از روند اعتراضاتشان کنار می کشد و پشت آنان را خالی می کند و باز هرگاه از فساد فرزندش و... صحبت می شود جوش می آورد و بر مواضعی که در خطبه های خود گرفت تاکید می کند؟ آیا نه این است که تمام غم هاشمی رفسنجانی پنهان ماندن سوء استفاده هایش از قدرت است و هیچ دلی برای زندانیان سیاسی و خانواده های آنان نمی سوزاند که زمانی از احمدی نژاد هم در دامن خود زندانی سیاسی بیشتر داشت؟

عده ای که بر فساد ستیزی تاکید دارند و پشت موسوی گام بر میدارند نمی بینند همراهی و دوستی هاشمی با او را؟ و نمی بینند که مبارزه با فساد و استبداد برای اصلاح طلبان فقط یک شعار پوچ بوده و خود گاهی شوکران استبداد را به فتوا می نشینند؟ مگر اکبر گنجی فراموش شده است که رفسنجانی را عالیجناب سرخ پوش خواند و هزاران فریاد و بیداد درست یا غلط؛ و آنگاه که اصلاح طلبان در جنگ قدرتشان حاضر به ائتلاف با هاشمی شدند اولین کارشان فروختن گنجی فراری شده بود که از حمله شدید بهزاد نبوی گرفته تا اظهار نظر های گوناگون با موضمون تند روی های غلط گنجی و...؟ مگر قهر و غضب افراد در احزاب حامی دمکراسی را نمی بینند با کسانی که در تضاد با تشخص طلبی آنها گام بردارند؟ کسانی که حتی شاید برای آنها در همان حزب سینه سپر کرده باشند! به راحتی چون یک ابزار مورد استفاده اند و چون یک ابزار به دور انداخته می شوند!!!

حقیقتن باید اندیشید که چرا باید با همنوعان و هموطنان خودمان، با همسایه و فامیل خودمان و... درگیر و در کشمکش باشیم؟

که فساد واقعی فرزندان هاشمی و امثال وی را افشا کردند؟ اگر منصف باشیم انصافن کار خوب و پسندیده ای کردند؛ این انتظاری بود که مردم از خاتمی داشتند.

که از کروبی پرسیدند که پول شهرام چه شد؟ خوب واقعن پول شهرام چه شد؟ چرا در بنیاد شهید شکنجه گاه ساخته بودید؟ چرا حجاج بیچاره و بی خبر را قربانی اهداف پاک یا نا پاک خود کردید؟

آیا کسی که رقمی کلان از شهرام جزایری گرفته و در مقابل سوالات در باره ی پول شهرام با پر رویی تمام مغالطه می کند و به دلیل عصبانیت از افشای فسادش مملکت را به بی نظمی تحریک می کند و جان و مال و ناموس مردم را به خطر می اندازد ارزش پیروی دارد؟ و اینگونه است که آنگاه که طرفدارانشان می خواستند همین راه را بروند اینان از خود گذشتگی نکردند و بر آنها اخم کرده و آنها را تنها گذاشتند...

آیا فردی که از شکست در یک انتخابات عصبانیست و از افشای فساد خود و فرزندانش ناراحت و خشمگین است شایسته ی پیروی افراد آزادی خواه هست؟ حال اینکه هرگاه به گذشته و کارنامه ی وی بنگریم می توان دید که واقعن ایشان چقدر خواهان آزادی و طالب استقلال حقوق شهروندان و چقدر در سیاستشان شفاف هستند؛ خواهیم دید ایشان چقدر مظلوم تشریف دارند و آن زمان که قدرت داشتند چقدر ظلم نکردند و چقدر دیکتاتوری نفرمودند. که به اعتقاد بنده دوران ایشان بر مسند ریاست قوه ی مجریه دوران افول روح پاک و سالم انقلابی و دوران رشد فساد و تبعیض در بدنه ی دولت و به طبع در میان جامعه بود.

اگر واقعن اینان به دنبال تغییر کلی نظام هستند چرا در درجه ی اول درباره ی گذشته خود نمی گویند و آن را نقد و رد نمی کنند؟ که هنوز هم گذشته خود را سرمایه ی خود می شمارند؟!!!

یک انقلابی چطور می تواند به دورانی از حکومتی که علیه آن قیام کرده بنازد؟

یک عده که اگر می خواستند در زمان خود می توانستند با اقلیت باشند و از درد آنها بگویند، در زمان قدرت خود نان خود را آجر نکردند و قدرت را برای خود و دوستانشان حفظ و بر محرومین اخم کردند حالا که در جنگ قدرت قدرت طلبان منافعشان در خطر است و یا از بین رفته و چیزی برای از دست دادن ندارند از شکاف های (تاسف بار) جامعه استفاده کرده و در پی امتیاز گرفتنند. و خون سهراب ها و نداها حاصل کوچکیست از لجبازی ایشان.

و از آن طرف آیا کسی که هیچ هراسی ندارد که به هفتاد میلیون نفر ایرانی که هیچ به تمام مردم دنیا در تریبون های مختلف دروغ و لاف تحویل بدهد فقط برای به چنگ آوردن قدرت و منافع تمامی مردم را به خاطر عقائد یک گروه به خطر می اندازد؛ کسی که چند ماه مانده به انتخابات حقوق قشری از کارمندان را به طور کم نظیری افزایش می دهد کسی که در آستانه ی انتخابات و حتی در ایام تبلیغات مشغول پول دادن به قشر نا آگاه مردم به اسم سهام عدالت است؛ کسی که خرافه پرستی و تحجر مسلک اوست، کسی که یک روز هاله نور به دنبال کله ی خود احساس می کند و روزی با وجود مدارک آن این ادعای خود را تکذیب می کند آیا خاطره اش ارزش پیروی و جنگ با هموطن دارد؟

آیا صحیح است که مردم مسلمان به خاطر قدرت طلبی و لجبازی عده ی قلیلی از نخبگان زیاده خواه با هم دشمن شوند و به ضعف هم تشنه باشند؟

البته چرایی شکاف هایی که امروز مورد سوء استفاده است را هم باید دید و درس گرفت و برای رفع آنان کوشید، با چه کسانی که بد نکردند... بگذریم

ناگفته نماند که تخلفات بسیار در این انتخابات را هم نمی توان نادیده گرفت و البته تقلب اندک بود؛ که اگر این تخلفات نبود رئیس جمهور محترم فعلی بک دهم رایی که آوردند را هم نداشتند. از این رو عده ای احساس می کنند که در این انتخابات به حق آنان جفا شده. که واقعن هم شده.

اما وقتی این موضوعات می شود بهانه ای برای آشوب و مغلطه ی یک عده قدرت طلب رانده شده از قدرت، ترجیح من این است که در موردشان سکوت کنم.


نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: نوشته های من | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
رهبر انقلاب: یکشنبه 29 آذر1388 14:10

رهبر انقلاب:

چرا هنگامی که سران ظلم و استکبار که مظهر آن امریکا، فرانسه و انگلیس است از آنها حمایت می کنند، متنبه نمی شوند؟ چرا هنگامی که افراد فاسد فراری و سلطنت طلب و توده ای از انها حمایت می کنند، به خود نمی آیند و متوجه نمی شوند که مسیر آنها غلط و اشتباه است؟



 آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در آستانه ماه محرم در دیدار هزاران نفر از طلاب، روحانیون، فضلاء ، اساتید حوزه های علمیه و جمعی از ائمه جماعات مساجد تهران ، در سخنان بسیار مهمی، تبلیغ صحیح  را ایجاد روشنگری و شاخص سازی در جامعه بخصوص در دوران فتنه دانستند و با اشاره به قضایای بعد از انتخابات بویژه اقدام اخیر دشمنان ملت ایران در اهانت به امام راحل (ره)، از حضور آگاهانه مردم در صحنه، قدردانی و همه آحاد مردم بویژه دانشجویان را به آرامش دعوت و خاطرنشان کردند: این بنای استوار که هندسه آن الهی است و بنای آنهم با دست یک مرد الهی پایه ریزی شده و بقای آن نیز به پشتوانه یک ملت الهی است، استوار خواهد ماند، و مخالفان آن به اهداف خود نخواهند رسید.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین نقش تبلیغ و روشنگری صحیح در دوران فتنه به قضایای بعد از انتخابات اشاره کردند و افزودند:

بعد از انتخابات، متأسفانه عده ای قانون شکنی، و ایجاد اغتشاش کردند و زمینه ای را به وجود آوردند که دشمنِ مأیوس و ناامید، جان بگیرد و آنقدر جسارت پیدا بکند، که در مقابل چشم انبوه دانشجویان علاقه مند به امام، انقلاب و نظام اسلامی به امام (ره) اهانت کند.
ایشان خاطرنشان کردند:

این اهانت بزرگ، نتیجه آن قانون شکنی ها و دل خوش کردن به تشویق های رسانه های بیگانه بود و حالا که این خطاها و کارهای اشتباه انجام شده، برای پنهان کردن آن، به فلسفه بافی و استدلال تراشی روی آورده اند.
رهبر انقلاب اسلامی اینگونه فلسفه بافی ها بعد از خطاهای مکرر را عامل اصلی فتنه و غبارآلود شدن فضا دانستند و تأکید کردند:

عده ای با شعار طرفداری از قانون، عمل خلاف قانون انجام می دهند، این عده شعار طرفداری از امام می دهند، اما کاری می کنند که نسبت به امام(ره) چنین گناه بزرگی انجام شود و دشمنان با خوشحالی براساس این اقدامات، تحلیل کنند و بعد هم برضد مصالح ملی و ملت ایران، تصمیم بگیرند. مشکل اصلی همین حرف ها و عمل های فریبکارانه و غبارآلودگی فضا است..
  آیت الله خامنه ای افزودند:

آن کسی که برای اسلام، انقلاب، و امام کار می کند، به محض اینکه ببیند، حرف و حرکت او موجب ایجاد جهت گیری بر ضد اصول شده، بلافاصله متنبه می شود و مسیر خود را اصلاح می کند. اما چرا این آقایان متنبه نمی شوند.
ایشان خاطرنشان کردند:

وقتی از اصلی ترین شعار جمهوری اسلامی، یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، اسلام آن حذف می شود، آقایان باید به خود بیایند و بفهمند که راه غلطی را می روند، وقتی در روز قدس که اساس آن برای دفاع از فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی است، به نفع رژیم غاصب و برضد فلسطین شعار داده می شود، باید متنبه شوند و تبری خود را از این جریان اعلام کنند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند:

چرا هنگامی که سران ظلم و استکبار که مظهر آن امریکا، فرانسه و انگلیس است از آنها حمایت می کنند، متنبه نمی شوند. چرا هنگامی که افراد فاسد فراری و سلطنت طلب و توده ای از انها حمایت می کنند، به خود نمی آیند و متوجه نمی شوند که مسیر آنها غلط و اشتباه است؟
  آیت الله خامنه ای تأکید کردند:

چشم خود را باز کنید و از این جریان تبری بجویید. آیا می شود به بهانه عقلانیت، این حقایق روشن را نادیده گرفت. نادیده گرفتن این حقایق، درست نقطه مقابل عقل است.
ایشان خاطرنشان کردند:

عقل حکم می کند، در قضیه اهانت به امام (ره) بجای آنکه منکر اصل قضیه شوید، اهانت را محکوم کنید و بالاتر از آن به حقیقت و عمق این اقدام پی ببرید و متوجه شوید که دشمن کجا را هدف گرفته و بدنبال چیست.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند:

این برادران سابق ما که اسم و رسم خود را مدیون انقلاب اسلامی هستند، چرا به خود نمی آیند و چرا نمی بینند که دشمنان انقلاب و امام چگونه از سخنان و اقدامات آنان خوشحالند و کف و سوت می زنند و عکس آنان را سردست گرفته اند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه انتخابات براساس قانون انجام و تمام شد و اشکالی هم بر آن وارد نبود، خاطرنشان کردند:

پایبندی به قانون اقتضا می کند که اگر رئیس جمهور منتخب را هم قبول نداشته باشیم، اما در مقابل قانون خاضع باشیم و به آن احترام بگذاریم.
ایشان با اشاره به جدایی برخی یاران امام و انقلاب در دوران امام و زاویه پیدا کردن آنان با امام (ره) و مطرود شدنشان، افزودند: این مسائل باید برای همه ما عبرت باشد البته من همانگونه که در نمازجمعه گفتم قائل به جذب حداکثری و دفع حداقلی هستم ولی برخی افراد ظاهراً خودشان اصرار بر فاصله گرفتن از نظام، و طرد شدن دارند.
رهبر انقلاب اسلامی عده قلیلی را که بواسطه سخنان و حرکات برخی افراد جسارت پیدا کرده و در مقابل نظام ایستاده اند، در برابر عظمت ملت ایران، صفر دانستند و تأکید کردند: این نظام، نظام الهی است و در طول سی سال گذشته، خداوند متعال بارها لطف و حمایت خود را در حق نظام اسلامی نشان داده است و اگر ما با خدا باشیم قطعاً خدا هم با ما خواهد بود.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: مطمئناً دشمنان نظام اسلامی و جهانخوارانی که می خواهند با منطق های مغلوط بر دنیا مسلط شوند، از این ملت و ملت های مستقل تو دهنی خواهند خورد.
ایشان با تأکید بر اینکه دشمنان نظام، همچنان انقلاب اسلامی، امام راحل عظیم الشأن، ملت مقاوم ایران و جوانان این ملت را نشناخته اند، افزودند: دانشجویان، امروز از لحاظ علمی و معنوی جزو برترین دانشجویان هستند و همواره هوشیارانه در صحنه حضور دارند و در قضایای اخیر هم بارها امتحان خوبی داده اند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به خشم و ناراحتی قشرهای مختلف مردم، در پی اهانت به امام راحل (ره)، این واکنش ها و اعلام برائت ها را به حق و مناسب دانستند و تأکید کردند: همه باید آرامش خود را حفظ کنند و بدانند کسانی که در مقابل ملت قرار گرفته اند، بی ریشه هستند و در برابر عظمت ملت ایران و انقلاب اسلامی توانایی ماندن نخواهند داشت.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه اگر لازم باشد مسئولان و حافظان قانون، به وظیفه خود عمل خواهند کرد، افزودند: البته دانشجویان موظفند، افرادی را که منشأ فساد هستند، شناسایی و به دیگران معرفی کنند اما همه کارها باید با آرامش انجام شود.
ایشان حفظ آرامش و امنیت را مهمترین وظیفه برشمردند و خاطرنشان کردند: دشمنانی که به دنبال ایجاد ناامنی و اغتشاش هستند با مردم طرف هستند و البته دستگاههای قانونی هم وظایفی دارند که باید به وظایف خود عمل کنند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: دشمنان ملت ایران و نظام اسلامی همچون کف روی آب هستند که از بین خواهند رفت و آن چیزی که باقی می ماند اصل نظام اسلامی است.



منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: خبر | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
اهانت به امام و رهبری و مواضع شخصیت هاچهارشنبه 25 آذر1388 1:45
هاشمي رفسنجاني اهانت به امام(ره) و رهبر انقلاب را محکوم کرد
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در اطلاعيه‌اي، اهانت به تمثال مبارک حضرت امام خميني (ره) ‌و رهبر معظم انقلاب را محکوم کرد و اين اقدام را سزاوار تقبيح دانست.
به گزارش ايرنا به نقل از دفتر رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، حجت الاسلام والمسلمين اکبر هاشمي رفسنجاني در اين اطلاعيه تصريح کرده است: اهانت به تصوير مبارک امام راحل، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و رهبر معظم انقلاب از سوي هر کس و با هر هدفي که انجام يافته عملي ناروا و زيان بخش و سزاوار تقبيح است.
در ادامه اين اطلاعيه آمده است: هوشياري و نشان دادن حساسيت از سوي اقشار ملت و به خصوص سلسله جليليه روحانيت درسي تاريخي به نمايش گذاشت که اميد مي رود از اين پس کسي جرأت اين گونه هتاکي ها را به خود راه ندهد.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام به نمايندگي از سوي اعضاي مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام از هوشياري مردم تشکر و ابراز اميدواري کرده است بروز اين احساسات پاک درس عبرتي به بدخواهان باشد.
سيام*1862

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا)

نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: خبر | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
دانلود کتاب های الکترونیکی سیاسیسه شنبه 24 آذر1388 2:48

دانلود رایگان کتاب های الکترونیکی

 

با موضوعات سیاسی از اندیشمندان

 

و روشنفکران ایران و جهان

 

برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه بکنید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: کتاب الکترونیک | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
دانلود کتاب های الکترونیکی اشعار ادبیسه شنبه 24 آذر1388 2:41

دانلود بهترین مجموعه های اشعار شاعران به نام و

 

مشهور ایران و جهان در قالب کتاب های الکترونیکی

 

برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: کتاب الکترونیک | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
دانلود کتاب های الکترونیکی فلسفیدوشنبه 23 آذر1388 2:8

دانلود رایگان کتاب های الکترونیکی

 

با موضوعات فلسفی؛ برای دانلود رایگان

 

به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: کتاب الکترونیک | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
دانلود کتاب های الکترونیکی با موضوعات خانوادگییکشنبه 22 آذر1388 0:21

دانلود رایگان کتاب های الکترونیکی با

 

موضوعات خانوادگی

 

برای دانلود کتاب های الکترونیکی مورد نظر

 

به ادامه ی مطلب مراجعه بفرمائید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: کتاب الکترونیک | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
درباره ی ارنستو چگواراپنجشنبه 19 آذر1388 15:52

تقریباً همه ما اسم ارنستو چگوارا ملقب به "چه" را شنیده ایم

اما محتمل است بسیاری از ما وی را کاملاً نشناسیم

اگر کمبود یا خطایی دیدید ممنون میشم ضمن تصحیح به من هم گوشزد کنید. 

 

 "ارنستو چگوارا دلاسرنا"نام كامل اوست و لقب «چه» را كوبایی‌ها به او داده‌اند، لقبی كه در این كشور برای خطاب قرار دادن كسی با احترام به كار برده می‌شود. «چه» مبارزی است كه آوازهء او تنها به آمریكای لاتین محدود نمی‌شود

 

 

 مجلهء تایم چه‌گوارا را جزو یكی از صد چهرهء تاثیر گذار در قرن بیستم انتخاب كرده است. در استكهلم بیش از سیصد عنوان كتاب دربارهء او منتشر شده است. كافه‌ای در مالزی وجود دارد كه روی تمام فنجان‌های قهوه‌اش عكس او چاپ شده است و پاتوق طرفداران «چه» است.تفریح جوانان میلانی، فروش تی‌شرت‌های «چه» كنار خیابان‌هاست. دولت برزیل نام چند سینمای این كشور را «ارنستو چه‌گوارا» گذاشته است. كلاه مدل «چه‌گوارا» پر فروش‌ترین نوع كلاه در تابستان‌های تركیه است. مارك «چه‌گوارا» معروف‌ترین مارك سیگار در سودان معرفی شده است و باز هم طبق آمار مجلهء تایم حدود 76 درصد جوانان دنیا «چه» را می‌شناسند و برای او احترام قائلند. مردم بولیوی به خود می‌بالند چون «چه» به خاطر آنان و در آنجا كشته شده است هرازگاهی دعوای میان ملت‌ها هم بالا می‌گیرد. ایرلندی‌ها معتقدند چون پدر «چه» اهل این كشور بوده پس «چه» به آن‌ها تعلق دارد. آرژانتینی‌ها می‌گویند كه چون او ملیت این كشور را داشته و در همان جا تحصیل كرده پس یك آرژانتینی‌است. كوبایی‌ها اعتقاد دارند كه چون «چه» در سرزمین آن‌ها و به‌خاطر آن‌ها جنگیده در یك سخنرانی گفته كه افتخار می‌كند كوبایی باشد، پس او اهل كوبا است. چه‌گوارا را نمی‌توان متعلق به یك كشور دانست،چه آنكه نام و عكس چه‌گوارا امروزه در تمامی كشورهای دنیا به نماد اعتراض درمقابل استبداد و سرمایه داری نوین بدل شده است.«چه» متعلق به تمامی آزادی‌خواهان ضد امپریالیسم جهانست. ارنستو چه‌گوارا یكی از خیل عظیم  اسطوره‌های تاریخ است. 

 

ارنستو چگوارا

 

 

 اندیشه و عشق او به انسان فراتر از مرزهای جغرافیایی و نژادی است.بارزترین ویژگی‌او را می‌توان روحیهء مبارزه جویی و آشتی ناپذیری با ظلم و استبداد در هر قیافه و شكل دانست.او نه مرد سیاست بود و نه حسابگر و از دغل‌ها و نیرنگ‌های آن بیزار.   

 

«ارنستو چه‌گوارا» در 14 ژوئن 1928 در «روزاریو» دومین شهر مهم و بزرگ آرژانتین به دنیا آمد. در خانواده‌ای ممتاز از تبار اسپانیایی و ایرلندی كه گرایش‌های سیاسی چپ داشتند، بزرگ شد.

خانه آنها در زمان خود به محل تجمع آزادی خواهان آمریکای لاتین تبدیل شده بود .«ارنستو» بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود.و تحت تعالیم مادر خود روح بزرگواری را دریافت .

در خانواده ای با اصل و نسب و مرفه بزرگ شد اما با داشتن پدر و مادری آزادی خواه و بزرگ که هیچوقت روح بلند پرواز اورا تحت تعالیم کلیسایی از بین نبردند رشد کرد .در سال 1953 از دانشكدهء پزشكی فارغ التحصیل شد و سپس سفر به دیگر كشورهای آمریكایی را آغاز كرد، سفری كه نقطهء عطفی در زندگی او بود.

وی در این سفر گرسنگی کشید

جانش به خطر افتاد

با جزامی ها زندگی و کار کرد

و تمام محرومیت ها و ظلم هایی که بر خلق آمریکایی لاتین را روا میداشتند میدید

وی در شیلی پس از اینکه سایه سنگین آمریکا را بر منابع آن کشور دید به این نتیجه رسید عامل بدبختی این مردم استثمار امپریالیسم آمریکاست که این کشور هارا به یغما میبرد.

وی در این سفر با تمام سختی و مشکلات کنار آمد ولی زمانی که برگشت به یک نتیجه رسید

"باید خود را وقف مردم کنم"


در سال 1954 زمانی كه در «گواتمالا» بود با پشتیبانی از حكومت «جاكوب آربنز» كه منتخب مردم بود قدم به عرصهء مبارزات سیاسی گذاشت. آربنز در نتیجهء توطئه و در مداخلات تجاوز كارانهء سازمان سیا سرنگون شد و «چه» به مكزیك گریخت. اندكی بعد به فیدل كاسترو و دیگر انقلابیونی پیوست كه با جنبش 26 ژوییه در پی بر اندازی دیكتاتوری «فولژ نیسو باتیستا» در كوبا بودند.«گوارا» در دسامبر 1956 ازجمله مبارزانی بودكه به منظور آغاز مبارزه چریكی از عرشهء كشتی كوچك «گرانما» قدم به خاك كوبا گذاشتند. او كه در اصل پزشك گروه بود همچون یك فرماندهء ارتش شورشی ظاهر شد. درپی سقوط «باتیستا» در دسامبر 1956، چه‌گوارا یكی از رهبران حكومت تازهء كارگران و دهقانان شد و پست‌های دولتی متعددی چون ریاست بانك مركزی كوبا و وزارت صنایع به او واگذار شد. چه‌گوارا بارها به نمایندگی از كوبا درمجامع مختلف چون سازمان ملل متحد شركت كرد. او در مقام یكی از رهبران جنبش 26 ژوییه به برگزاری گردهمایی‌های گروه‌های سیاسی - كه سرانجام در 1965 به بنیان‌گذاری حزب كمونیست كوبا انجامید - یاری رساند.گوارا در اوایل 1965 از همهء مسوولیت‌ها و پست‌های دولتی كناره‌گیری كرد

زمانی که برنامه اقتصادی خود را ارائه کرد فهمید که او نمیتواند در این قسمت مفید باشد

معذرت خواهی کرد وکناره گیری کرد

وی یک شرط برای پیوستن به جنبش کوبا ارائه داده بود و این بود پس از پیروزی انقلاب او آزاد باشد که برود .

و به منظور كمك به پیشبرد مبارزه‌های ضدامپریالیستی و ضد سرمایه‌داری در دیگركشور‌ها، كوبا را ترك كرد وهمراه با داوطلبانی كه بعدها در «بولیوی» به او پیوستند، نخست به كنگو «زئیر» رفت و در جنبش ضد امپریالیستی آن كشور به رهبری  «پاتریس لومومبا» شركت جست.

در کنگو به این نتیجه رسید عامل فقر و عقب افتادگی و ظلم پذیری آنان چیزی نیست جز "فقر فکری"!!!توجه داشته باشید "چه"قبل از مبارزه در بولیوی در کنگو جنگیده بود.

پس از کشته شدن لومومبا از نوامبر 1966 تااكتبر 1967 جنبش چریكی بولیوی را بر ضد دیكتاتوری نظامی آن كشور رهبری كرد.

و این در اصل یک برنامه سیاسی برای حذف چه گوارا از کوبا بود!چه گوارا از مخالفان شوروی بود که آنان را "شکل دوم امپریالیسم"خواند که از کشورهای تحت الحمایت خود اخاذی میکند

به فیدل خرده گرفت که کوبا انقلابی نکرد بلکه شکل وابستگی اش عوض شده است!و برای همین اورا از سیاست کوبا کنار گذاشتند و وی طبق قرار خود برای کمک به آزادی خواهان از آنجا رفت.درهفتم اكتبر 1967 در عملیات رزمی ساختهء سازمان سیا به دست نظامیان بولیوی زخمی و دستگیر و روز بعد از آن تیرباران شد. زمانی که میخواستند اورا اعدام کنند فریاد زد:

ترسوها شلیک کنید شما دارید فقط یک چه گوارا را می کشید

 

امروزه پس از گذشت قریب پنجاه  سال ازمرگش هنوز هم او یكی از چهره‌های محبوب اسطورهای به خصوص درمیان جوانان است. اسطورهء عصیان كه نامش پرچم هر مبارزه‌ای است. شخصی كه تصویرش بر پیراهن‌های سرخی نقش بسته كه جوانان معترض بر تن می‌كنند بی آنكه از اندیشه‌های انقلابی او خبر داشته و یا حتی جهان بینی او را پذیرفته باشند.   

«چه» می‌توانست همچون بسیاری از فارغ التحصیلان رشتهء پزشكی در گوشه‌ای از دنیا برای خود مطبی دایركند،به زندگی بورژوایی خود بپردازد و همچون دیگران وقتی خبر کشته شدن کودکی را میشنید فقط لبخندی میزد و مانند فاشیستهایی که ما هروزه آنان را میبینیم میگفت :به من چه؟ حقش بود!!!


ارنستو چگوارا

اما روح عصیانگرش او را واداشت تا به یاری همنوعانش درمناطق استبداد زدهء آمریكای لاتین بشتابد. زمانی كه چه‌گوارای جوان و دوست همراهش «آلبرتو گرانادو» با موتورسیكلت از ردهء خارج توترون 500 مدل 1939، كه تنها به بهای چند پزوی ناچیز خریداری شده بود، قصد سفر به دور آمریكای لاتین را جهت درمان بیماران جزامی كرد آمریكای سرخ لاتین در زیر چكمه‌های سنگین امپریالیسم جان می‌داد، اما نه «چه» و نه «آلبرتو» هیچ كدام از این حقیقت تلخ آگاهی نداشتند.آن‌ها تنها می‌خواستند مناظر بكر قارهء پهناورشان را از نزدیك ببینند و به كمك بیماران جزامی بشتابند، سفری كه پایانش به گونه‌ای دیگر بود و باعث تولد انسان‌هایی شدكه اكنون نام آن‌ها را مترادف با انقلاب به كار می‌برند.   

" چه‌گوارا" مردی بود كه هرگز در بند مقام، رهبری و یا افتخارات نبود. او اعتقاد راسخ داشت كه مبارزهء چریكی انقلابی، شكل بنیادین اقدام برای كسب آزادی خلق‌های آمریكای لاتین است و این نتیجه‌گیری ناشی از اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تقریبائ تمام كشورهای آمریكای لاتین بود. «چه» عمیقائ بر این باور بود كه رهبری سیاسی و نظامی مبارزه چریكی باید یگانه باشد و این كه مبارزه تنها می‌تواند توسط خود واحد چریكی رهبری شود، نه از طریق دفاتر راحت بوروكرات ها در شهرها.   

چه‌گوارا به معنای واقعی كلمه یك چریك مبارز اینترناسیونالیست بود. او می‌گوید: « هر قطرهء خون ریخته شده در سرزمینی كه در زیر پرچمش زاده نشده باشی، تجربه‌ای است كه به زندهء ماندگان منتقل می‌شود تا بعدا آن را در مبارزه برای رهایی كشورشان به كار برند. همچنان‌كه كه خلقی خود را آزاد می‌سازد، ‌قدمی بر می‌‌دارد در پیكار برای رهایی مردم خود ما.»   

«چه» معتقد بود كه هر انسانی برای رهایی از ظلم و استبداد باید بهایی برای‌آزادی‌اش پرداخت كند، او می‌گوید: «اسكلت آزادی ما قبلا شكل گرفته است، هنوز گوشت و لباس به این اسكلت نیامده است، ما بهای آزادی خود و حفاظت از آن را با خون و ایثار پرداخت می‌كنیم. ایثار و فداكاری ما آگاهانه است، سیرآزادی طولانی و در بعضی قسمت‌ها  ناشناخته است.»

ارنستو چگوارا

 

 

هفتم اكتبر 1967 «چه» آخرین سطرهای وقایع روزانهء خود و گروه چریكی‌اش را نوشت. روز بعد در ساعت یك بعدازظهر در یك درهء كم عرض و تنگ، جایی كه برای درهم شكستن محاصره به انتظارشب نشسته بودند، نیروی عظیمی از دشمن برآن‌ها تاخت. گروه كوچك مردانی كه واحد چریكی را تشكیل می‌دادند تا گرگ و میش بامداد قهرمانانه جنگیدند.ازكسانی كه در نزدیك‌ترین مواضع به «چه» می‌جنگیدند كسی زنده نماند جزو دو نفر كه به همراه «چه» مجروح و دستگیر شدند.   

روز بعد از دستگیری «چه» با شنیدن صدای شلیك فهمید كه دو همرزم «پرویی» و «بولیوی‌اش» اعدام شده‌اند. نوبت به «چه» رسیده بود، مجری اعدامش دستخوش تردید شده بود.

 »چه» با استواری فریاد زد «شلیك كن نترس !» آنگاه با شلیك یك رگبار مسلسل از كمر به پایین حكم اجرا شد. جلادان دستور داشتند او را از سر و سینه هدف قرار ندهند تا مرگش به تعویق بیفتد. این تصمیم ظالمانه عذاب «چه» را طولانی می‌كند تا این‌كه گروهبانی كه او نیز مست بوده است گلوله‌ای به پهلوی او شلیك می‌كند و به زندگیش پایان می‌دهد. این شیوهء رفتار، درست نقطهء مقابل احترامی بود كه «چه» بدون استثنا نسبت به افسران و سربازان بسیاری نشان می‌دادكه به اسارت او درآمده بودند.   

برای «چه» ساعت‌های پایانی زندگی‌اش در چنگ دشمن فرومایه قطعا بسیار تلخ بوده است; اما هیچ كس بهتر از او آمادگی گذراندن چنان آزمونی را نداشت.   

هشتم اكتبر چه‌گوارا تیر باران شد.جسدش را به هلی‌كوپتر بستند تا به همه اعلام كنند كه چریك مبارز را دستگیر كرده‌اند پس از انتقال جسد «چه» به «هیگوئرا» روستایی درشمال بولیوی، تازه همه فهمیدند چه كسی كشته شده است. حكومت وقت از ترس، جسد «چه» را سوزاند و بقایای استخوانش را در مكان نامعلومی خاك كرد. سال‌ها بعد در پی فشار دولت كوبا و شخص فیدل كاسترو، دولت بولیوی استخوان‌ها را در تابوت گذاشت و به كوبا فرستاد تا «چه‌گوارا» در میان اشك و احترام دفن شود.

جنبش‏های اعتراضی کارگران و زحمت‏کشان در کوران مبارزاتی خویش علیه‏ی‏ سرمایه در اقصا نقاط دنیا، علی‏رغم بر جای‏گذاری خسران‏های جانی و مالی، از دستآوردهای بسیار ارزنده‏ای برخوردار می‏باشد که بی تردید نگاهِ دقیق به‏هر یک از این دوره‏ها می‏تواند بر رادیکالیزم مبارزاتی توده‏ها بی‏افزاید. به‏عبارتی دیگر، تاریخ مبارزاتی توده‏های ستم‏دیده‏ مملو از تحولات دگرگونه‏ساز و نقش‏آفرینی‏های بی‏دریغِ عناصر کمونیست و رزمنده، علیه‏ی نظام‏های ظالمانانه و سرکوب‏گر می‏باشد؛ عناصرئی که به امیال و منفعت فردی خود پشت پا زدند و به دنیایی اندیشیدند که مبلغ و مدافع‏ی سعادت و خوش‏بدبختی انسان‏های محروم بود. بی اغراق می‏توان گفت که یکی از آن اسطوره‏ها و کمونیستِ عاشقِ منافع‏ کارگران و زحمت‏کشان، «ارنستو چه گوارا» بود.

«چه گوارا"ئی که جنبش کمونیستی دنیا بدان مفتخر می‏باشد و نام و اعمال او را در تاریخ‏چه مبارزاتی خود به ثبت رسانده است. به‏راستی مگر می‏توان نام و نقش کمونیست‏هایی هم‏چون «چه» را در انقلابات رهائی‏بخش نادیده گرفت و بر جایگاه واقعی وی واقف نه‏گردید؟ دنیای مخالف سرمایه و دنیای مدافع‏ رهائی و آزادی همواره بر راه و مقّام کمونیست‏هایی هم‏چون «چه» واقف است و هرگز نام این رهروان انقلابات کارگری و مدافعین بی چون و چرای توده‏های ستم‏دیده را فراموش نه‏خواهد کرد؛ از یاد نه‏خواهد بُرد که چگونه فرزندان کارگران و زحمت‏کشان علی‏رغم هزاران مشکلات و معضلات رو در رو، پای پیش گذاشتند تا خلق‏شانرا آزاد سازنند.

 بر خلاف بسیاری از هم سن و سال‏های‏اش قدم در راهی گذاشت که چیزی جز به‏رسمیت شناختن حقوق میلیون‏ها انسان محروم نبود. به‏همین دلیل مارکسیسم – لنینیسم را سر منشاء کاری خود قرار داد و علی‏رغم کمی سن به ریشه‏ اصلی مصائب و دشواری‏های رو در روی زحمت‏کشان پی بُرد و با تمام وجود به‏مبارزه با آنان برخاست. تماس با انقلابیون کوبا و شرکت عملی در مبارزات‏شان علیه‏ حکومت سرکوب‏گر باتیستا و به تبع از آن پیروزی انقلاب از زمره فعالیت‏های سیاسی - عملی بی وقفه‏ «چه گوارا» را تشکیل می‏داد.

«چه گوارا» بعد از به اهتزاز در آوردن پرچم کارگران و زحمت‏کشان به‏همراه فیدل کاسترو و دیگر کمونیست‏های راستین در سرتاسر کوبا، قصد انقلابی دیگر، در نقطه‏ای دیگر از جامعه‏ی نظام‏های وابسته به امپریالیسم را در سر داشت و بر همین اساس، بدون کم‏ترین چشم‏داشتی، با همه و با مقّام و منصب خویش در کوبا وداع گفت و با باوری عمیق به وظایفِ انترناسیولیستی‏اش، به‏کمکِ دیگر انقلابیون شتافت.

«چه» علی‏رغم تعلق و وابستگی شدید به کوبا، قدم در راهی گذاشت که به‏جرأت می‏توان گفت جنبش کمونیستی جهان کم‏تر با چنین انسان‏هایی روبرو گردیده است؛ چرا که عمیقاً و عملاً بر این باور بود که: "هر کجا امپریالیسم چهره خود را نشان می‏دهد با او جنگ کن".  به‏راستی که بر اعتقادش پای فشرد و به‏جنگ با آنان برخاست.

بی‏گمان و در چارچوبه‏ی چنین واقعیاتی سرمایه‏داران و دشمنان طبقاتی توده‏های ستم‏دیده بی‏کار نه‏نشسته و در تلاش بودند تا مانع‏ی اوج‏گیری انقلاب و جنگی دیگر توسط فرزندان دلیر محرومان گردند. جنگی که «چه گوارا» به‏همراه چند تن دیگر از رزمندگان بولیوی، علیه‏ی دولت حاکم بر این کشور به‏راه انداختند.

اگر چه مزدوران و سرکوب‏گرانِ سرمایه قادر گردیدند بر جسم «چه گوارا» غلبه نمایند؛ امّا هرگز نه‏توانستند حقانیت و آرمان‏های والای وی را تا ابد دفن نمایند. بی دلیل نیست که «چه» به تاریخ پیوست و دنیای انسانیت و آزادی، مرگ «چه گوارا" را به تولدی دیگر تبدیل نمود؛ تولدی که میلیون‏ها انسان حقیقت‏جو، پرچم و تصویر او را در دست گرفته و همواره یاد او را گرامی می‏دارند و بر افکار و اعمال کمونیستی این انسان تحول‏گرا پای می‏فشارند.

در هشتادمین سال‏روز تولد «چه گوارا» جای دارد تا بار دیگر یاد این عنصر وفادار به آرمان‏های والای کارگران و زحمت‏کشان را گرامی داریم و بر این امر خطیر تاکید گردد که در دنیای سراسر ظلم و نکبت‏بار، تنها ایده‏هایی می‏توانند جامعه‏ی سراسر اجحاف و نابرابر را در هم ریزند که منفعت و خواسته‏های کارگران و زحمت‏کشان را بر منافع‏ی حقیر خویش تقدم شمارند. راه و آرمانی که «چه گوارا»ی کمونیست، مبلغ آن بود و تا آخرین لحظه از حیات خویش بدان وفادار ماند. بی دلیل نیست که «چه گوارا» در یادها باقی مانده است و همواره توده‏های ستم‏دیده‏ی سرتاسر جهان از وی به نیکی یاد می‏کنند.

 

ارنستو چگوارا che

 

 


«چه» مخالف شدید ورود یك انقلابی به كارهای اداری بود و بر این عقیده خود اصرار داشت كه كار اداری و پشت میز نشین شدن یك انقلابی او را فاسد ، تن پرور و بی خیال می كند و باعث تضعیف انقلاب می شود كه پس از یك نسل به فراموشی سپرده خواهد شد و وضعیت سابق به شكلی و ظاهری دیگر بازگشت می كند.
     او عقیده داشت كه یك انقلابی پس از پیروزی مقدماتی انقلاب و انهدام نظام سابق باید پاسدار نتایج آن شود و با جامعه در تماس تنگاتنگ باشد تا از ضعف ها و نارسایی ها آگاه شود و با رفع آنها از شكست انقلاب و تغییر ماهیت آن جلوگیری كند و در ساعات فراغت داوطلبانه به كمك كشاورزان، بیماران و صنعتگران و ... بشتابد تا این كه آرزوی داشتن مقام اداری اورا وسوسه نكند . "چه" خودش این كار را می كرد و در ساعات فراغت به كشاورزان نیشكر كمك می كرد. از اندرزهای دیگر او این بوده است كه یك انقلابی پس از پیروزی انقلاب باید مراقبت كند كه كسی یا كسانی از انقلاب سوء استفاده نكنند و فرصت طلبان را شناسایی و افشاء سازد تا جامعه، خود مراقب آنان باشد.
     «چه» به اهمیت زیربنایی رسانه ها اعتقاد داشت و به همین دلیل خبرگزاری "پرنسالاتینا " را برای كوبا تاسیس كرد كه هنوز به فعالیت خود ادامه می دهد.
     «چه» پس از پذیرفتن سمت وزیر صنایع كوبا و ملی كردن كارخانه های متعلق به اتباع آمریكا در آن كشور، متوجه شد كه انقلابی بودن یك كوشش تمام وقت است و نباید نیروی خود را صرف كارهای اداری كند و ماشین امضاء شود و كناره گیری كرد.
    قتل باتریس لومومبا و به شكست كشانیدن انقلاب كنگو كه اقدامی مشابه براندازی های ایران و گواتمالا بود "چه" را سخت خشمناك كرد و در سال 1964 به آفریقا رفت و در آنجا به آموزش انقلابیون آن قاره پرداخت و «كابیلا» یكی از دست پروردگان او بود كه اواخر دهه 1990 رئیس جمهوری كنگو شد.
    جوانان دهه 1960 "چه" را شایان تقلید و مرشد خود می پنداشتند و او را "ال چه El Che" خطاب می كردند.
    كاسترو درباره او گفته است: در این دنیا همه چیز فناپذیر است، ولی "چه" گووارا در ذهن مردم برای همیشه زنده خواهد بود، زیرا او تنها در اندیشه مردم و سعادت آنان و جانش را در این راه نثار كرد.الیدا دختر و كامیلیو پسر "چه" همانند پدرشان انقلابی هستند.


    

ارنستو چگوارا

 

جسد دكتر چه گوارا پس از قتل در بهداری نظامی بولیوی



 

ارنستو چگوارا
   

 منبع : ایمیل دوستان


نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: نوشته های عمومی | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
16 آذر روز آزادی خواهی دانشجو مبارک باددوشنبه 16 آذر1388 15:43

«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران16 آذر و رسالت دانشجو - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می‏آید، بیاموزند، هركه را می‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می‏توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می‏وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.» دكتر شریعتى‏

16 آذر روز دانشجو


ادامه مطلب

نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: نوشته های عمومی | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |
عید غدیر خم تهنیت بادیکشنبه 15 آذر1388 15:13

روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی

گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی

گفت پسآتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت

گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم یا علی

 

عید غدیر خم، عید علی

**عید غدیر خم تهنیت باد**


ادامه مطلب

نوشته شده توسط کیانوش انصاری | موضوع: نوشته های عمومی | لينک | داغ کن - کلوب دات کام |

درباره


كيانوش انصاري

از شهرستان درگز

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

گاهی سریع تمام می شوم

شاید هم شروع!

داغی و نمی فهمی.

اما انصاف نیست

که همه چیز با هم

تمام یا همه چیز با هم

شروع شود.

روزگار اختیار

به پایان رسیده؟

می دانم که تب کرده ام.

پتو دورم پیچیده می شوم

و منتظرم که چه شود؟

نمی دانم!

نوشتم که ثبت شود.

کارکرد دیگری ندارد.

شاید هم هذیانی بیش

نباشد.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

گاهی دلم می خواهد

در وقت قرار

سکوت کنم

و تنها

به صدای ذهن های زیبا

گوش دهم

حال روحم بد نیست

حال ذهن شما چطور؟

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

این وبلاگ در 29/07/1387
متولد شده است

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

برداشت اسمان را

چون کاسه ای کبود

و صبح سرخ را

لاجرعه سرکشید

انگاه خورشید

در تمام وجودش طلوع کرد...

و کربلا سرخ جوشید

فهرست اصلي








Powered by WebGozar

آرشيو موضوعي

به روز ترين اخبار

    نوشته هاي قلم یاز

    لينك های برگزیده


    طراح قالب

    بزرگترين سايت جاوا اسکريپت ايران
    KiYaNoOsH AnSaRi

    آمار وبلاگ

    بازديدهاي اين ماه :




    Powered By
    BLOGFA.COM