آشنایی با شهرستان درگز | اخبار ، تصاویر و ویدئو از شهرستان درگز‎‎

| آخرین مطالب سایت |
  • آموزش اشتراک گزاری اینترنت با وای فای لپ تاپ

     

        اینترنت لپ تاپ تون رو بدون نیاز به خرید دستگاه اضافی، خیلی راحت از طریق وای فای به اشتراک بگذارید. جهت مشاهده آموزش گام به گام به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

      

     اگر ویندوز ۸ دارید با تصویر جلو بروید

     

    گام اول

     

    موس را در گوشه سمت راست ببرید و وارد منوی استارت شوید

     

     

     

    در منوی استار کلیک راست کنید و all apps را کلیک کنید

     

     

     در قسمت windows system بر روی command prompt کلیک راست کرده و در نوار پایینی گزینه run as administrator کلیککنید تا در حالت administrator باز شود . (همانند شکل زیر)

     

     

    در محیط برنامه  command prompt دستور netsh wlan show drivers  رو تایپ کنید و کلید enter را فشار دهید. 

     

     

      

    اگر hosted network supported : yes بود به گام بعدی بروید.

     

     

    گام دوم

       

    نکته: توجه داشته باشید که command prompt باید حتما در حالت administrator شده باشد در غیر این صورت امکان پذیر نیست.

    دستور netsh wlan set hostednetwork mod=allow ssid=connectionname key=8characterkey را تایپ کنید و کلید enter را فشار دهید.

    نکته: 

    • در جلوی ssid نام کانکشن دلخواه خود بنویسید 
    • و در جلوی key یک رمز عبور 8 کاراکتره دلخواه بنویسید

     

     

     

     

     

     

    خب حالا یک کانکشن وای فای ساختید. در ادامه باید کانکشن ساخته شده را استارت کنید. برای استارت از این دستور زیر استفاده می کنیم.

    netsh wlan start hostednetwork

     

    نکته: برای هربار استفاده تنها باید از این دستور استفاده کنید و دیگر نیازی به ساختن کانکشن جدید نیست.

     

     

      

     

    خب الآن میتوانید در موبایل خود این کانکشن را مشاهده کنید. به گام بعدی بروید...

     

    گام سوم

     

    موس را در گوشه سمت راست ببرید و settings را کلیک کنید.

      

     

     

     

     

     internet access را کلیک کنید.

     

     

      بر روی کانکشن اینترنت کلیک راست کرده و در منوی بازشده گزینه view network status را کلیک کنید.

     

     

     

    در پنجره بازشده گزینه properties کلیک کنید.

     

     

     در قسمت sharing بروید و گزینه allow other network users to connect through this computers internet connection را تیک بزنید.

     در home networking connection گزینه local area connection*12 یا در برخی کامپیوتر ها  local area connection*14 را انتخاب کنید و دکمه ok را کلیک کنید . 

     

     

    اگر عملیات با موفقیت انجام شده باشد در پنجره network and sharing center در قسمت شماره 2 تصویر زیر یعنی در قسمت access type کانکشن وای فای internet را مشاهده خواهید کرد. 

    در غیر این صورت اگر مشاهده نکردید باید دوباره گام سوم از اول شروع کنید. 

     

    ((فرض میگیریم اسم کانکشن ما saeed هست و در جلوی  internet ،access type درج شده است. به این معنی است که کانکشن saeed دارای شبکه اینترنت است و اگر  internet درج نشده باشد، با موبایل به این کانکشن saeed وصل میشود اما به شبکه اینترنت دسترسی ندارد.))

     

      

     

     ---------------- 

    خب حالا اینترنت شما به اشتراک گذاشته شد و میتوانی از آن در موبایل خود استفاده کنید .

    ممنون که با ما همراه بودید، موفق باشید


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق


  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • نامه سرگشاده علی مطهری به امام جمعه شیراز

    در پی حمله به علی مطهری در شیراز و سخنان امام جمعه این شهر ، مطهری نامه سرگشاده ای به حجه الاسلام اسداله ایمانی، امام جمعه شیراز نوشت که عیناً می آید:

    نامه علی مطهری به امام جمعه شیراز
    جناب آقای اسداله ایمانی
    امام جمعه شیراز

    علی مطهریبا اهداء سلام، در خطبه نماز جمعه در ارتباط با حادثه تلخ سوء قصد به اینجانب در شیراز، گفته‌اید «اگر کسی حریم ولایت و خبرگان رهبری را شکست آیا باید انتظار داشته باشد که دیگران حریم او را نشکنند؟ اگر باد را کاشتید مگر نه این است که طوفان درو می‌کنید؟»

    با این دو جمله از ضاربان اینجانب حمایت و کار آنها را تأیید کرده‌اید. خوشحالم که نقش خود در این حادثه را آشکار نمودید و طبعاً هیئت تحقیق وزارت کشور باید به شما به عنوان متهم بپردازد.

    امیدوارم متهم دیگر نیز که موتورهای سنگین و گاز فلفل در اختیار آن فرومایگان قرار داده بود مانند شما اقرار و اعتراف کند گرچه برای همگان شناخته شده است.

    ماجرای دوشنبه سیاه شیراز را یک «حادثه سیاسی» نامیده و از این که همه مضطرب شده‌اند اظهار تعجب کرده‌اید. ظاهرا از نظر شما این که عده‌ای مزدور - که بعدا معلوم شد برخی از آنها مسلح به سلاح گرم بودند – به سخنران مدعو دانشگاه شیراز که از قضا نماینده مجلس هم هست به قصد کشت حمله کنند، صرفا یک مسئله سیاسی و نه انسانی و اخلاقی و حقوقی است و قابل اعتنا نیست.
    ای کاش آن روز در کنار من می‌بودید و یکی از آن آجرها به سر مبارک اصابت می‌کرد، آنگاه می‌دیدیم که آیا باز هم قضاوت شما همین است؟
    این جمله در همه ادیان آمده است که آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران بپسند و آنچه برای خود نمی‌پسندی برای دیگران مپسند.

    گفته‌اید «با وجود مشکلاتی چون بیکاری، تعطیلی کارخانه‌ها، خشکسالی، حاشیه‌نشینی و گسترش آن به مرکز شهر، آیا واقعا مشکل این است که هر روز سخنرانی دعوت شود؟» معلوم نیست چه ارتباطی بین مشکلات یک شهر و ضرورت لغو یک سخنرانی فکری و علمی وجود دارد، در حالی که ممکن است همین سخنرانی‌ها به حل آن مشکلات اجتماعی و اقتصادی کمک کند.

    با این حساب، همه مجالس سخنرانی مذهبی و علمی و فکری در شیراز باید تا زمان حل مشکلات این شهر تعطیل شود!
    علاوه بر این، برگزاری یک جلسه سخنرانی در دانشگاه یک شهر چه ربطی به امام جمعه آن شهر دارد. مگر امام جمعه باید در همه مسائل شهر خود دخالت کند؟ حتما به یاد دارید که در دهه شصت زمانی که برخی فرماندهان سپاه درباره وقایع اتفاقیه مجلس اظهارنظر کردند امام خمینی(ره) فرمودند «به سپاه چه مربوط که در مجلس چه می‌گذرد؟!» بنا براین هر شخص حقیقی و حقوقی باید به جای دخالت در کار دیگران کار خودش را درست انجام بدهد.

    ضرب المثلی ذکر کرده‌اید که «اگر باد کاشتید طوفان درو می‌کنید». این ضرب‌المثل درباره شما صادق است که با حمایت و تحریک آن اراذل باد می‌کارید و در آینده طوفان درو خواهید کرد زیرا نوبت شما هم خواهد رسید. این چاقوی احساس و هیجان چند جوان جاهل را که تیز می‌کنید روزی دست خود شما را هم خواهد برید، همان طور که طالبان و القاعده روزی علیه آمریکا و اسرائیل فعال شدند.

    گفته‌اید «اگر کسی حریم ولایت و خبرگان رهبری را شکست آیا باید انتظار داشته باشد که دیگران حریم او را نشکنند؟».

    سؤال این است که اینجانب در کجا حریم ولایت و خبرگان رهبری را شکسته‌ام؟ تا آنجا که به خاطر دارم درباره خبرگان رهبری گفته‌ام که باید به وظیفه نظارت خود از جمله نظارت بر دستگاه‌های زیرمجموعه رهبری بپردازند، چیزی که خود مقام رهبری بر آن تأکید دارند و نص قانون اساسی است. مطابق نظر شما خود قانون اساسی حریم خبرگان رهبری را شکسته است!

    اما درباره حریم ولایت، شما فکر کرده‌اید اگر کسی در موضوعی نظری مخالف نظر مقام رهبری داشته باشد حریم ولایت را شکسته است. این برخلاف نظر رهبر گرامی انقلاب است. ایشان همین چند ماه پیش در جمع دانشجویان فرمودند «برخی فکر کرده‌اند که باید حرفهای من را تکرار کنند، خیر هرکسی نظر خودش را بگوید». پس در واقع شما حریم ولایت را شکسته‌اید و برخلاف نظر ولی فقیه عمل می‌کنید و اصل مترقی ولایت فقیه را امری مخالف آزادی بیان و دموکراسی جلوه می‌دهید و ضرب و جرح افرادی را که نظر خود را بیان می‌کنند تجویز و بلکه ترغیب می‌کنید.

    از نظر شما هرکس که بخواهد نظری مخالف نظر شما ابراز کند باید از ورود او به شهر شیراز جلوگیری کرد حتی به قیمت مضروب شدن و از دست رفتن جانش. واقعا همه باید اسلام را از جناب‌عالی بیاموزند! یک نسخه از کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران از استاد شهید آیت‌الله مطهری را برای شما ارسال می‌کنم تا با ماهیت و آرمانهای انقلاب اسلامی آشنا شوید.

    شما و دوستانتان در شیراز سنگ را بسته و سگ را رها کرده‌اید. اگر مایل به زورآزمایی اجتماعی هستید مخالفان این داعشی‌های وطنی را نیز آزاد بگذارید تا ببینید چه بر سر این اراذل می‌آورند.
    اینجانب به عنوان نماینده ملت در مجلس شورای اسلامی و فرزند شهید آیت‌الله مطهری، حاصل عمر و پاره تن امام خمینی، به شما و دوستانتان اعلام می‌کنم که به نوبه خود اجازه نخواهم داد فضای خفقان بر کشور حاکم شود و در راه آرمان بزرگ انقلاب اسلامی یعنی آزادی تفکر و آزادی بیان تا پای جان ایستاده‌ام.

    به شما نصیحت می‌کنم که تقوای الهی را رعایت کنید، ‌روش خود یعنی جمود و افراط را که دفع‌کننده دلهای پاک و آگاه است، به حکمت و موعظه حسنه و جدال به احسن تغییر دهید و با هیئت تحقیق وزارت کشور برای ریشه‌کن کردن غده سرطانی افراط و خوارج‌صفتی در شیراز همکاری نموده طرحی نو در آن سامان در اندازید.

    والسلام
    علی مطهری
    23/12/93


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • «برزو خان» سومین پلنگ ایرانی که به گردنبند ردیاب ماهواره ای مجهز شد

    پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: فاز سوم پروژه تحقیقاتی بر روی پلنگ ایرانی در پارک ملی تندوره اوایل بهمن ماه سال جاری آغاز شده و در جریان آن یک پلنگ نر به نام برزو زنده گیری شده به گردنبند ردیاب ماهواره ای مهجز گردید.

    در فاز اول و دوم این پروژه که مهرماه سال جاری انجام شد دو پلنگ دیگر به نام های برنا و بردیا به این نوع گردنبند مجهز شده بودند.(لینک مرتبط)

    محمدصادق فرهادی نیا دانشجوی مقطع دکتری در رشته جانور شناسی که این طرح تحقیقاتی را به عنوان پایان نامه دوره دکتری خود به انجام می رساند در تشریح فاز سوم پروژه گفت: در ادامه پروژه در بخش دیگری از پارک ملی تندوره که نسبت به محل زندگی و قلمرو برنا و بردیا فاصله داشت مستقر شدیم.

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    تصویر مربوط به مه شدید در پارک ملی تندوره در نخستین روز ورود گروه به پارک برای آغاز فاز سوم پروژه

    محمد صادق فرهادی نیا گفت: بارندگی شدید و مه گسترده در پارک ملی تندوره یکی از عوامل دشواری انجام فاز سوم پروژه بود.

    پس از انجام مکان یابی در این بخش از پارک، تعدادی تله مخصوص در چند نقطه نصب و برای جذب پلنگ از لاشه دام اهلی و گوشت تازه استفاده گردید.

    بلافاصله یک شب پس از تله گذاری متوجه شدیم که سیگنال ارسالی از یکی از تله ها نشان از فعال شدن آن دارد.

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    اولین لحظات مشاهده پلنگ گرفتار شده در تله قبل از بیهوشی / عکس از علیرضا شهرداری

    فرهادی نیا گفت: سریع گروه را خبر کرده و به سمت تله رفتیم. وقتی به تله رسیدیم در تاریکی شب از دور نتوانستیم به خوبی تشخیص دهیم که جانور گرفتار شده در تله چیست. با دوربین فیلمبرداری روی تله زوم کردیم و در این لحظه جانور از جا برخاست و متوجه شدیم یک پلنگ بالغ در تله گرفتار شده است.

    دکتر ایمان معماریان دامپزشک گروه در این باره گفت: پس از گرفتار شدن پلنگ بلافاصله بر روی تله حاضر شدیم و با پرتاب دارت حاوی پیشرفته ترین داروی بیهوشی پلنگ بیهوش شد.

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    چک کردن سطح هشیاری پلنگ توسط دکتر معماریان، دقایقی پس از اصابت دارت بیهوشی

    دکتر معماریان اظهار داشت: مراحل بیهوشی به خوبی پیش رفت و پس از ۵ دقیقه سطح هوشیاری جانور چک شد.

    پلنگ گرفتار شده یک نر بالغ و مسن بود و حدود ۱۱ سال سن داشت. همچنین وزن پلنگ ۵۷ کیلوگرم بود که برای پلنگ ایرانی نر و بالغ وزن چندان زیادی نیست.

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    دکتر معماریان گفت: تعدادی از دندان های پلنگ دچار پوسیدگی شده بود ولی همچنان دندان های سالمی نیز وجود داشت که امکان شکار و تغذیه را برای پلنگ فراهم می نمود.

    به منظور رهگیری ساده تر برای این پلنگ یک نام انتخاب کرده و نام این پلنگ مسن و با تجربه را «برزو» گذاشتیم.

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    تصویر: نصب گردنبند ردیاب بر روی گردن برزو

    محمد صادق فرهادی نیا گفت: پس از بیومتری و ثبت مشخصات، گردنبند ردیاب ماهواره ای بر روی گردن پلنگ نصب و گردنبند فعال شد.

    دکتر معماریان در تمام مدت علائم حیاتی پلنگ را چک میکرد و اوضاع سلامت حیوان را تحت کنترل داشت.

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    تصویر برزو پس از نصب و فعال شدن گردنبند ردیاب، لحطاتی پیش از تزریق دارو به منظور بازگشت از بیهوشیپ

    سپس داروی بازگشت از حالت بیهوشی به پلنگ تزریق شد تا پلنگ مجددا به هوش بیاید.

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    تصویر: آماده سازی داروی بازگشت از بیهوشی توسط علیرضا شهرداری دستیار دامپزشک جهت به هوش آمدن پلنگ

    در این زمان باید بلافاصله از پلنگ دور شد چراکه پس از تزریق دارو در زمان کوتاهی پلنگ از بیهوشی خارج می شود.

    پس از دقایقی پلنگ به هوش آمده و به  آرامی محل را ترک کرد. ما نیز از فاصله حدودا ۱۰۰ متری نظاره گر دور شدن پلنگ بودیم.

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    تصویر برزو پس از آنکه به هوش آمده و در حال دور شدن از محل می باشد / عکس از علیرضا شهرداری

    محمد صادق فرهادی نیا گفت: پس از تجهیز برزو به گردنبند، نگران این بودیم که شاید گردنبند را از گردن خود خارج کند. روزهای پراسترسی بود چون سیگنال ها به نشان می داد برزو خیلی جابجا نمی شود.

    پس از چند روز بالاخره تصویری از برزو توسط دوربین تله ای متعلق به مؤسسه تصویر حیات وحش گرفته شد و نشان می داد که برزو گردنبندش را همراه داشته است.

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    تصویر ثبت شده از برزو توسط دوربین های تله ای چند روز پس از زنده گیری که نشان می دهد گردنبند را به همراه دارد

    محمدصادق فرهادی نیا اظهار داشت: در اینجا جا دارد تا از همکاری دفتر حیات وحش و تنوع زیستی، دفتر مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط زیست، اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی و اداره حفاظت محیط زیست شهرستان درگز بابت هماهنگی برای اجرای این پژوهش تشکر شود.

    ضمنا از همراهی آقای مهندس صالحی مدیرکل محترم محیط زیست خراسان رضوی هم تشکر میکنم. ایشان همواره امور پروژه را پیگیری کرده و در یک روز پربرف از سایت زنده گیری بازدید به عمل آوردند که متاسفانه در مسیر بازگشت دچار سانحه رانندگی شده و آسیب دیدند.

    همچنین جا دارد از آقایان مهندس صالحی، تقی پور، شعبانی، توکلی، خانی، جهانپور، محمدی، اسماعیل آبادی و غفوری از اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی و آقایان سلحشور رئیس اداره درگز، صادقی، نورانی، محبی، پیشقدم، جلالی، دانشفر، شعاعی، قربانی، حاتمی، داوری، امینی، صفدری، مسعودی، فیروزی، سبحانی، عطایی، کارامد، فرزانه و خسروی محیط بانان تندوره و اهالی روستاهای تاج الدین و دولتشانلو که از هیچ نوع همکاری برای انجام این مطالعه دریغ ننمودند صمیمانه سپاسگزاری کنم.

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    فرهادی نیا افزود: بنابر پیشنهاد اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی، نرم افزار مربوط به دریافت و کنترل نقاط حضور این سه پلنگ بر روی کامپیوتر اداره حفاظت محیط زیست درگز نصب شد تا مسئولین منطقه بتوانند از این اطلاعات برای اهداف حفاظتی و پایشی بهره برداری نمایند.

    آقای سلحشور رئیس پارک ملی تندوره بسیار پیگیر پلنگ ها بوده و هر زمان که نقاط آنها با تأخیر دریافت می شود، بیش از اعضای تیم نگران می شود. وی بنابر مقتضیات منطقه نقاط حضور پلنگ ها را به محیط بانان هر پاسگاه اطلاع می دهد.

    خوشبختانه در حال حاضر سیگنال ها و نقاط حضور هر سه پلنگ مرتبا دریافت می شود و شرایط هر سه مناسب است.

    چندی قبل نیز یکی از عکاسان حیات وحش از جفتگیری طبیعی یکی از پلنگ های مجهز به گردنبند ردیاب (بردیا) در کنار جفتش تصویربرداری نمود. (لینک مرتبط)

    طبیعت شهرستان درگز - محمود براتی

    محمد صادق فرهادی نیا گفت: نقاط ارسالی توسط ماهواره نشان می دهد پلنگ جدیدی که تازه به گردنبند ردیاب مجهز شده است (برزو) تاکنون دوبار بطور کامل از محدوده پارک خارج و به گله های دام اهلی و روستاها نزدیک شده اما موردی از حمله پلنگ به دام و یا سگ های گله گزارش نشده است.

    برنا و بردیا به نسبت برزو بیشتر در قلب پارک هستند و به ندرت از محدوده پارک خارج می شوند اما برزو اکثر در حاشیه ها قرار دارد و به دفعات از پارک خارج می شود.

    نقاط ارسالی نشان می دهد، قلمرو برزو، برنا و بردیا کاملا از یکدیگر جداست و به ندرت وارد مرزهای قلمرو یکدیگر می شوند.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • دغل کاران های سیاسی و انتخاباتی!!!

    نمایندگان استان خوزستان در نشست علنی 26 بهمن مجلس شورای اسلامی در اعتراض به وضعیت نامناسب و آلوده هوا و عملکرد نامناسب دستگاه‌های ذی‌ربط، در حالی که ماسک‌های ضدآلودگی بر چهره داشتند، در صحن علنی حضور یافتند.

    از «ماسک نامرئی» تا «ماسک مرئی» 

     

    روزنامه "وطن امروز" هم تیتر یک خود را به این اقدام اختصاص داد و آن را اعتراض نماینده ها به عملکرد معصومه ابتکار دانست.

    از «ماسک نامرئی» تا «ماسک مرئی»پای نفت هم در میان است!!!

     

     

    در این باره نکاتی چند قابل توجه است:

    1 - جای تقدیر و تشکر است از نمایندگان مجلس به ویژه نمایندگان استان خوزستان که این همه به فکر موکلان شان هستند و حتی برای این کار ، ماسک هم می زنند. جا دارد اگر لازم شد، در برابر ریاست جمهوری هم تجمع کنند. بالأخره کار وکیل چیزی جز حفط حقوق موکلش نیست.

    2 - اما خدمت این عزیزان باید عرض کرد که این ماسکی که شما امروز بر دهان زده اید، سالیان درازی است که بسیاری تان بر دهان دارید با این فرق که قبلاً نامرئی بوده و الان عیان شده است؛ فرق مهم ترش این است که آن "ماسک نامرئی"، مانع از اعتراض شما می شد( و سال ها در برابر تخریب کشور سکوت کردید) و این "ماسک مرئی"، نشانه اعتراض شده است!

    البته خیلی هم خوب است که دارید اعتراض می کنید. ما هم در کنار شما و مردم استان هایی که زندگی شان زیر گرد و خاک مدفون شده، هستیم؛ اما چرا قبلاً بدین گونه اعتراض نمی کردید و از این ماسک ها نمی زدید؟ قبلاً ریزگرد نبود؟ آیا به تازگی نماینده مردم شده اید؟ خبر ریزگردها ، تازه به گوش تان رسیده؟ شاید هم "دولت عوض شده است" ؛ کسی چه می داند؟! (+)

     

    از «ماسک نامرئی» تا «ماسک مرئی»ریز گردها در زمستان 87

     

     

     

    از «ماسک نامرئی» تا «ماسک مرئی»ریز گردها در زمستان 93

     

     

    3 - آرشیو را نگاه کنید. در دولت قبل، به این گرد و خاک، "ریزگرد عربی" می گفتند که از عراق می آیند.(+) 
    اما حالا که دولت عوض شده، پای عراق در میان نیست و منشأ داخلی دارند! و لابد خانم ابتکار این گرد و خاک را به راه انداخته است و باید در اعتراض به او ، ماسک بر دهان زد!

    4 - سیاسی کردن موضوع ریزگردها، بزرگ ترین جفا به مردمی است که اکنون، نه چپ و راست برایشان مهم است و نه جناح اصلاح طلب و اصولگرا و اعتدالیون ؛ آنها فقط می خواهند به عنوان یک انسان، راحت نفس بکشند. گرد و غبار حالشان را بد می کند و سوداگری سیاسی با آن، حال شان را بدتر.
    آقایان و خانم های مسؤول!
    به جای این شوها و همدیگر را متهم کردن ها، دور هم جمع شوید، توان کارشناسی کشور و تجربیات جهانی را به کار بگیرید و تقسیم کار کنید تا بلکه بتوانید مشکل را تعدیل کنید. و الا فرض کنید که رئیس سازمان محیط زیست را هم توانستید برکنار کنید. در این صورت، آیا دیگر باد نمی وزد و خاک های خشک را در ایران و کشورهای همسایه، بلند نمی کند و بر سر روی مردم نمی ریزد؟!

    5 - تقلیل دادن موضوع ریزگردها به یک سازمان و بدتر از آن به رئیس یک سازمان، اگر حماقت و سادگی نباشد، قطعاً دغل کاری و سیاسی کاری است.
     اگر همه بودجه و توان کارشناسی سازمان محیط زیست همین الان به خدمت مهار ریزگردها بیاید و این سازمان همه کارهای خود را کنار بگذارد و فقط به این موضوع بپردازد، باز هم مشکل حل نمی شود.
    ابتکار را هم بردارند و همه این "آقایان ماسک بر دهان" را به جای او بگذارند، باز هم مشکل حل نمی شود. باید همه دستگاه های ذیربط، از وزارت نیرو و جهادکشاورزی و نفت گرفته تا سازمان مراتع و جنگلبانی و حفاظت محیط زیست و قوای سه گانه، وظایفی بر دوش بگیرند و طبق برنامه زمانی مدونی اجرا کنند.

    قطعاً بخش مهمی از این مشکل، به بی کفایتی دولت قبل بر می گردد - از جمله خشکاندن هورالعظیم یا عدم تخصیص بودجه مهار بیابانزایی - ولی در عین این که نباید عبرت های گذشته را از یاد برد و در عین حال که باید خواستار پاسخگویی مسؤولان وقت در مراجع قانونی شد، نباید در گذشته ماند و با فرافکنی ، خود را از مسؤولیت معاف شمرد. لذا همین نمایندگان که اعتراض دارند، خودشان در زمره متهمان ماجرای ریزگردها هستند و نیز دولت روحانی که به اندازه یک و نیم سال گذشته در این خصوص متهم است و صدالبته مسؤول تعدیل این مشکل.

    6 - به جای "حل" مشکل، از واژه "تعدیل" مشکل استفاده کردیم. علت نیز این است که بخش عمده ای از این مشکل، نه تقصیر دولت احمدی نژاد بوده و نه تقصیر دولت روحانی و نه تقصیر مجلسی ها (اعم از دلواپس و غیردلواپس) ؛ واقعیت این است که بخش قابل توجه توجهی از این وضعیت، مربوط به تغییرات آب و هوایی و نیز مشکلات زیست محیطی کشورهای غربی ایران - به ویژه عراق - است. از این روست که اخیراً شاهد هجوم ریزگردها به شهرهای مختلفی در عراق، اردن، کویت، مصر و اسرائیل هستیم.

    البته که می توان عوامل داخلی ریزگردها را تا حد قابل توجهی کنترل کرد که از آن جمله می توان به تلاش برای احیای تالاب های داخلی، احیای پوشش گیاهی در برخی مناطق بحران ساز، مالچ پاشی منابع داخلی ریزگردها ، تجهیز ایستگاه های هواشناسی به امکانات مدرن برای ارائه پیش هشدارهای لازم به مردم، تقویت توان پزشکی و امدادی در مناطق تحت خطر و ... اشاره کرد تا از یک سو، حجم ریزگردها کاهش یابد و از سوی دیگر، آسیب های آن به حداقل برسد. اما حذف این پدیده ، نه در ید قدرت دولت روحانی است و نه در توان هیچ کس دیگری حتی دلواپس ترین دلواپسان.
    انتقاد از دولت قبل هم صرفاً در همین حد جایز است که چرا در حوزه داخلی که می شد کاری کرد، در آن 8 سال کاری که نکرد هیچ، بلکه با اقدامات ضد زیست محیطی اش مانند خشکاندن هورالعظیم، این مشکل را تشدید کرد؟
    دولت مستقر هم باید پاسخ شفاف و جدی به این سؤال دهد که درست است بخش مهمی از مشکلات ناشی از عملکرد دولت قبلی است اما شما در این یک و نیم سال چه کردید؟

    این که دولتمردان اخیراً جلسه گذاشته اند که "برای حل مشکل ریزگردها چه کنیم؟" نشان می دهد که در یک و نیم سال گذشته، یا از امر غافل بوده اند یا به اندازه کافی بدان بها نداده اند و الّا اگر چاره اندیشی ها و برنامه ریزی های لازم را کرده بودند که نیازی به تشکیل جلسه فوق العاده نبود. مثلاً مگر نمی دانستند که باید منابع داخلی ریزگردها را باید مالچ پاشی کنند یا مگر پیش بینی نمی کردند که بعد از درگرفتن توفان خاک، مردم به ماسک های ویژه نیاز دارند و باید این ماسک هارا یا تولید کنند یا از خارج وارد نمایند تا مردم کمتر دچار مشکل شوند؟

    بنابر این، همه به اندازه خود در این پرونده مقصرند و در این میان، کسانی که گناه خود را بر عهده نمی گیرند و از نفس های به تنگ آمده مردم، به عنوان ابزاری برای تسویه حساب های سیاسی استفاده می کنند، هزاران بار بیشتر از ریزگردها، خطرناک تر و زیان بارترند.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • پایگاه سیا در کبکان ایران به روایت میلیونر آمریکایی

    فیلیپ مک کیبآقای مک‌کیب این روزها در شهر ساحلی ناپل فلوریدا صاحب چند هتل و رستوران است

     

    فیلیپ مک‌کیب، میلیونر آمریکایی ساکن فلوریدا، می‌گوید که سرمایه اولیه زندگیش را ۴۰ سال پیش با کار شبانه‌روزی در کبکان و بهشهر پس‌انداز کرده است.

    آقای مک‌کیب، در جوانی قبل از آنکه در کار املاک و مستغلات و هتلداری تبحر پیدا کند، در رصد و رهگیری اطلاعات دیجیتال و فرکانس‌های موشکی و ماهواره‌ای شوروی تخصص داشته و در مراکز سیا در بهشهر مازندران و کبکان درگز کار می‌کرده است.

    این گروهبان سابق نیروی هوایی آمریکا ابتدا در زمینه سیگنال‌های برنامه موشکی شوروی دوره دیده بود. آقای مک‌کیب به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید که بعد از ترک ارتش، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بلافاصله استخدامش کرد، زیرا سیا خود مراکز بسیار پیشرفته‌تری، از جمله در شمال ایران، برای رصد فعالیت‌های موشکی و فضایی روس‌ها داشت.

     

    سایت کبکانفیلیپ مک‌کیب جوان در کنار آنتن جاسوسی سیا در ارتفاعات کبکان - کنار مرز ایران و شوروی

     

    در اوج جنگ سرد، محمدرضا پهلوی، شاه ایران، که خود به شدت نگران مقاصد نظامی همسایه شمالی بود، به آمریکایی‌ها اجازه داده بود تا در ارتفاعات کبکان خراسان و صفی‌آباد بهشهر برای رهگیری سیگنال‌های الکترونیک برنامه هوا-فضای شوروی، تجهیزات پیشرفته‌ای نصب کنند.

    فیلیپ مک‌کیب می‌گوید که بین سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ خورشیدی دو سال در بهشهر و ۱۸ ماه در کبکان کار می‌کرد. او تصاویری از سایت کبکان را در اختیار بی‌بی‌سی فارسی قرار داده است.

    مرکز سیا در بهشهر در کاخ صفی‌آباد، در ارتفاعات مشرف به این شهر مستقر بود. مک‌کیب می‌گوید که این مرکز بیشتر به یک پایگاه نظامی شباهت داشت و کارکنان سیا روزی ۸ تا ۱۰ ساعت در یک اتاق بزرگ پر از تجهیزات الکترونیک پیشرفته فعال بودند.

     

    سایت کبکانپایگاه کبکان - عکس از داخل هواپیمای سیا گرفته شده است

     

    او گفت: «ما ۲۴ ساعت در روز و هفت روز هفته کار می‌کردیم. من و حدود ۲۰ نفر دیگر به نوبت شیفت عوض می‌کردیم. اگر قرار بود اتفاقی رخ دهد، مثلا موشکی پرتاب شود، ما آماده بودیم و تمام سیگنال‌ها و داده‌ها را ضبط می‌کردیم تا بتوانیم بعدا آن را تجزیه و تحلیل کنیم.»

    مک‌کیب همچنین می‌گوید: «ما همیشه یک کارت شناسایی حمل می‌کردیم که نشان می‌داد برای شاه کار می‌کنیم. پلاک خودروهای ما پلاک رسمی دولت ایران بود.»

    زندگی در کنار دریای خزر و صرف «غذای لذیذ ایرانی» که به گفته وی، توسط مردم محلی برای آمریکایی‌ها آماده می‌شد، خاطرات خوشی از بهشهر برای این سرمایه‌دار آمریکایی برجای گذاشته است.

    اما به نظر می‌رسد که ماموریت او در کبکان و زندگی در ارتفاعات دورافتاده و سرد خراسان ماموریت دشوارتری بوده باشد.

     

    سایت کبکانآقای مک‌کیب می‌گوید که سایت کبکان کوچک‌تر از پایگاه بهشهر بود

     

    آقای مک‌کیب می‌گوید که سایت کبکان کوچک‌تر از پایگاه بهشهر بود، اما به خاطر ارتفاع بالای کبکان و مجاورت با مرز شوروی اهمیت بیشتری داشت.

    او می‌گوید: «در کبکان آن قدر نزدیک بودیم که می‌توانستیم سیگنال‌هایی را با کیفیت بالا رصد کنیم که در بهشهر اصلا قابل رویت نبود.»

    وی می‌افزاید: «اگر روس‌ها برای پرتاب موشک آماده می‌شدند، ما خبردار می‌شدیم. هرچه مربوط به برنامه فضایی آنها بود را رصد می‌کردیم.»

    آمریکا در پی سقوط حکومت شاه پایگاه‌های خود در کبکان و بهشهر را از دست داد که می‌تواند ضربه مهمی به توانایی جمع‌آوری اطلاعات آمریکایی‌ها از آزمایش‌های موشکی شوروی بوده باشد.

     

    سایت کبکانمک‌کیب می‌گوید که در داخل هر یک از این محفظه‌های سفیدرنگ، آنتن بزرگی ۳۶۰ درجه می‌چرخید و سیگنال‌های روس‌ها را رصد می‌کرد

     

    ماموریت مک‌کیب در ایران حدود شش سال قبل از پیروی انقلاب تمام می‌شود. آقای مک‌کیب می‌گوید که می‌خواستند به پایگاهی در استرالیا اعزامش کنند اما او که به فکر آغاز کسب و کار خودش بود، از سیا بیرون آمد.

    سیا تمام هزینه‌های کارکنان خود در ایران را می‌پرداخت، بنابراین بخش اعظم حقوق آقای مک‌کیب هر ماه در موسسه مالی وابسته به سیا پس‌انداز می‌شد.

    فیلیپ مک‌کیب می‌گوید: «وقتی که بعد از حدود چهار سال از سیا بیرون آمدم ۲۵ هزار دلار پس‌انداز کرده بودم. آن زمان ۲۵ هزار دلار پول خیلی زیادی بود. به ایالت مین رفتم. یک مهمانخانه ورشکست‌شده را خریدم و تمام پس‌اندازم را در آن ریختم. چند سال بعد چند میلیون دلاری می‌ارزید.»

    این میلیونر آمریکایی بعدها به ایالت فلوریدا نقل مکان کرد و اکنون در شهر ساحلی ناپل صاحب چند هتل و رستوران است.

     

    سایت کبکانآمریکا از کبکان به قلمروی شوروی و چند پایگاه مهم آن کشور اشراف کامل داشت


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • علی جنتی را بهتر بشناسیم - وزیر ارشاد دولت حسن روحانی

    علی جنتیعلی جنتی درباره لطیفه‌هایی که درباره پدرش تولید شده با ناراحتی گفت: برای خود من هم پیامک‌هایی می‌آید و هر بار که اینها را می‌خوانم دلگیر می‌شوم و با خودم می‌گویم به کجا می‌رویم. درباره تقرب فکری و سیاسی‌اش که می‌پرسم به چه کسی نزدیک‌ترید، آیت‌الله هاشمی یا پدرتان، بدون مکث و با جدیت می‌گوید: «جناب آقای هاشمی.»

    با آمدن روحانی، نه تنها فضای سیاسی کشور تغییر کرده که شکل و شمایل وزارتخانه‌ها هم متفاوت‌تر از قبل شده. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یکی از این وزارتخانه‌هاست. برای رسیدن به دفتر وزیر کافی است به طبقه چهارم بروی. به محض ورود به راهرویی که منتهی به دفتر علی جنتی می‌شود قاب عکس‌های روی دیوار چشم‌نوازی می‌کند.

     

    به گزارش روزتامه اعتماد، عکس وزرای ارشاد به ترتیب کنار هم قرار گرفته؛ ناصر میناچی، عباس دوزدوزانی، عبدالمجید معادیخواه، سید محمد خاتمی، علی لاریجانی، مصطفی میرسلیم، عطاء‌الله مهاجرانی، احمد مسجدجامعی، محمدحسین صفارهرندی، سید محمد حسینی و حالا هم علی جنتی. از راهروی ١٠ متری که عبور می‌کنیم توسط مسوول دفتر وزیر به اتاقی راهنمایی می‌شویم که آن سوی آن اتاق وزیر است. چند دقیقه‌یی را منتظر می‌مانیم که می‌گویند آقای وزیر پذیرای شما هستند. علی جنتی به استقبالمان می‌آید، سیاستمدار ۶۵ ساله‌یی که به هیچ عنوان شبیه ۶۵ ساله‌ها نیست؛ کت و شلواری شیک و اتوکشیده، کفش‌هایی براق، پیراهنی یقه دیپلمات و لبخندی بر لب. همین که تعارفمان می‌کند روی مبل بنشینیم، دفتر کار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را نگاهی می‌کنم؛ اتاقی بزرگ با دو دست مبلمان. یک دست که سمت چپ میز کار علی جنتی قرار گرفته و دیگری دقیقا روبه‌روی میز کار وزیر و البته با کمی فاصله. ضلع غربی اتاق، تلویزیونی ٨۴ اینچ و با فاصله‌یی نسبتا زیاد از میز کار آقای وزیر قرار گرفته. قرارمان با علی جنتی سخن گفتن درباره پیچیدگی‌های حوزه فرهنگ در ایران بود. همین بود که او برای سخن گفتن درباره کارکردها و دل‌نگرانی‌هایش ترجیح داده بود تا همزمان با دو رسانه با دو مشی متفاوت گفت‌وگو کند؛ روزنامه اعتماد و ماهنامه ۴٢ وابسته به حزب موتلفه. با سردبیر مجله ۴٢ قرار گذاشته بودم که هر کسی سوالات خودش را بپرسد و پس از آن هر کسی پرسش‌های خود را در رسانه‌اش منتشر کند. اما از همان آغاز گفت‌وگو فهمیدم که سردبیر ماهنامه وابسته به حزب موتلفه همان دغدغه‌هایی را دارد که ما داریم. گویی نسل جدید این حزب متفاوت‌تر از بزرگان موتلفه به مسائل نگاه می‌کنند؛ مساله‌یی که در پایان گفت‌وگو باعث شد تا علی جنتی بگوید: «جالب بود که دو مصاحبه‌کننده از دو رسانه با دو رویکرد سیاسی، تکمیل‌کننده پرسش‌های هم بودید.»

    در این مصاحبه از علی جنتی درباره [...]


    [...برای مشاهده ادامه مطلب فوق کلیک کنید...]
    ادامه مطلب
  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
مطالب قدیمی‌تر
Scroll To Top